Drunk مست
Drunk مست
pt. 9
جیمین ـ باشه. مطمئنی جواب میده؟
کوک بوسه ای رو لب های جیمین زد.
کوک ـ اره مطمئنم.
یونگی ویو:
یعنی چی میخواست بهش بگه. تهدیدش میکنه؟ تو این فکر ها بودم که دیدم اومدن. خداحافظی کردیم اونا هم رفتن.
یونگی ـ چی شد؟ چی گفت؟
ادمین ویو:
جیمین تمام ماجرا رو برای یونگی گفت. یونگی به جای اینکه خوشحال بشه، ناراحت شد. چرا؟ چون بیبیش میخواست بره. اما بخاطر جیمین چیزی نگفت.
۲ ماه گذشت و جیمین هنوز منتظر بود و با کوک در تماس بود. کوک تونست نقشه اش رو عملی کنه و تهیونگ رو انداخت زندان. برگشت کره. جیمین صبرش تموم شده بود. اما یونگی خدا خدا میکرد که کوک نیاد. اما میدونست که چاره ای نداره.
جیمین ویو:
امشب کوک میومد سراغم و برمیگشتیم خونمون. اما دلم برای یونگی میسوخت. ازش معلوم بود میدونستم دوسم داره. اما من کوک رو میخواستم. تو این فکر ها بودم که یه فکری به سرم زد. راستش یونگی قبلا با جی هوپ بود اما باهم دعواشون شد و جی هوپ رفت. زنگ زدم به جی هوپ و باهاش صحبت کردم......
ادامه دارد......
pt. 9
جیمین ـ باشه. مطمئنی جواب میده؟
کوک بوسه ای رو لب های جیمین زد.
کوک ـ اره مطمئنم.
یونگی ویو:
یعنی چی میخواست بهش بگه. تهدیدش میکنه؟ تو این فکر ها بودم که دیدم اومدن. خداحافظی کردیم اونا هم رفتن.
یونگی ـ چی شد؟ چی گفت؟
ادمین ویو:
جیمین تمام ماجرا رو برای یونگی گفت. یونگی به جای اینکه خوشحال بشه، ناراحت شد. چرا؟ چون بیبیش میخواست بره. اما بخاطر جیمین چیزی نگفت.
۲ ماه گذشت و جیمین هنوز منتظر بود و با کوک در تماس بود. کوک تونست نقشه اش رو عملی کنه و تهیونگ رو انداخت زندان. برگشت کره. جیمین صبرش تموم شده بود. اما یونگی خدا خدا میکرد که کوک نیاد. اما میدونست که چاره ای نداره.
جیمین ویو:
امشب کوک میومد سراغم و برمیگشتیم خونمون. اما دلم برای یونگی میسوخت. ازش معلوم بود میدونستم دوسم داره. اما من کوک رو میخواستم. تو این فکر ها بودم که یه فکری به سرم زد. راستش یونگی قبلا با جی هوپ بود اما باهم دعواشون شد و جی هوپ رفت. زنگ زدم به جی هوپ و باهاش صحبت کردم......
ادامه دارد......
- ۲.۵k
- ۲۴ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط