{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما بودیم و اندوهی مدام ،

ما بودیم و اندوهی مدام ،
که گاه در پسِ تبسمی کوتاه ،
از یادمان می رفت...

#سیدعلی‌صالحی
دیدگاه ها (۰)

هیچ می‌دانید کار من به کجا کشیده بود؟من مجبور بودم سالگرد رو...

و کافه های غروب راباران رااسب ها و جاده ها رابایددنیا رازندگ...

زنده ایم اما از این رنجی که نامش زندگیستغیر تکراری ملال‌آورچ...

به زنده ماندن در این دیار چه پای سختی فشرده‌امچه مرگ‌ها آزمو...

یادمان باشد تا زمانی که نفس می کشیمهرگز برای شروعی تازه دیر ...

انسان های هم فرکانس همدیگر را پیدا می کنند،حتی از فاصله های ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط