{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هیچ می‌دانید کار من به کجا کشیده بود؟

هیچ می‌دانید کار من به کجا کشیده بود؟
من مجبور بودم سالگرد رویاهای خود را جشن بگیرم!

#فئودور_داستایوفسکی
دیدگاه ها (۰)

ما بودیم و اندوهی مدام ،که گاه در پسِ تبسمی کوتاه ،از یادمان...

زنده ایم اما از این رنجی که نامش زندگیستغیر تکراری ملال‌آورچ...

ببینید کار به جایی کشیده شد که آنیا هم داره می گن 🗿🤌😐

خودم رفته بودم مهمونی اومدم دابسمش بگیرم پسرای فامیل بد بد ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط