noah schanp
noah schanp
دستمال کاغذی رو روی کاسه توالت گذاشتم. زیر دلم درد میکرد. ۱ هفته زودتر از موقعش پریود شده بودم. البته خودم اینو حدس میزدم. رفتارم عجیب شده بود و یکم بی حوصله بودم. حتی نوا هم بهم گفت جدی خوبی؟ آره من خوبم. اولین هفته ی رابطه. اون الان بیرون دستشویی منتظر بود. با صدای در به خودم اومدم.
نوا : خوبی شریک جرم؟
ا.ت : آره عشقم عالی ام الان میام بیرون تو نگران نباش.
نوا : مطمئنی خوبی صدات عصبیه...
ا.ت : گفتم خوبم
و یجورایی اون جمله و تو صورتش پرت کردم
نوا : اوه البته ببخشید.
ا.ت : نه ببین.
نوا : اوکیه.!
اومدم بیرون. خب من عالیم مگه نه.
نوا : خیلی خب بریم سر کلاس؟
ا.ت : آره بریم.
نوا : مطمئنی خوبی؟
ا.ت : چرا انقدر میپرسی؟
نوا : هیچی من...
ا.ت : دیگه نپرس!.
نوا : باشه
تاریخ بالاخره میتونم یکم آروم بشم. کتاب تاریخمو باز کردم معلم وارد کلاس شد. دست نوا رو روی شکمم احساس کردم. دستشو روی شکمم میکشید و ماساژش میداد.
ا.ت : نکن نوا نیازی ندارم؟!
چرا انقدر امروز عصبی بودم.؟!
نوا : درد نداری؟
ا.ت : نه خوبم. ولم کن میخواهم گوش بدم به درس.
نوا : اوکی.
کلاسمون تموم شد. به سمت کافه ی مدرسه رفتیم. نشستم روی میز. با ۲ تا لیوان هات چاکلت برگشت.
ا.ت : نوااا
نوا : خب مگه دوست نداری میفهمم پریودی شریک جرم.
ا.ت : آره ولی نیازی نیست جارش بزنی.
لحنم باهاش خوب نبود. اصلا هم خوب نبود.
نوا : فک کردم کمک میخوای.
اوه ناراحتش کرده بودم. خیلی خب آروم باش ا.ت. نفس عمیقی کشیدم، دستاشو گرفتم و گفتم.
ا.ت : ببین نوا آره خب پرسود میشم یکم دلم درد میگیره ولی باور کنید ما دخترا انقدر ها هم حالمون بد نیست. خب.
نوا : میخواستم جنتلمن باشم ولی الحق که تو همون.
ا.ت : پسر شوخ و بامزه ی خودمو میخواهم ورگنه میرفتم با جیمی.!
نوا : جیمی؟
ا.ت : باور. کمپبل باور.!
نوا : حسودیم شد.
ا.ت : حسودی نکن. خب تو بامزه ای و اون جنتلمن.
نوا : شوخی کردمممم.
ا.ت : خری دیگه.
و افتادم دنبالش. اممم من کاری نکردم فقط آیس کافی رو روی لباسش خالی کردم.
دستمال کاغذی رو روی کاسه توالت گذاشتم. زیر دلم درد میکرد. ۱ هفته زودتر از موقعش پریود شده بودم. البته خودم اینو حدس میزدم. رفتارم عجیب شده بود و یکم بی حوصله بودم. حتی نوا هم بهم گفت جدی خوبی؟ آره من خوبم. اولین هفته ی رابطه. اون الان بیرون دستشویی منتظر بود. با صدای در به خودم اومدم.
نوا : خوبی شریک جرم؟
ا.ت : آره عشقم عالی ام الان میام بیرون تو نگران نباش.
نوا : مطمئنی خوبی صدات عصبیه...
ا.ت : گفتم خوبم
و یجورایی اون جمله و تو صورتش پرت کردم
نوا : اوه البته ببخشید.
ا.ت : نه ببین.
نوا : اوکیه.!
اومدم بیرون. خب من عالیم مگه نه.
نوا : خیلی خب بریم سر کلاس؟
ا.ت : آره بریم.
نوا : مطمئنی خوبی؟
ا.ت : چرا انقدر میپرسی؟
نوا : هیچی من...
ا.ت : دیگه نپرس!.
نوا : باشه
تاریخ بالاخره میتونم یکم آروم بشم. کتاب تاریخمو باز کردم معلم وارد کلاس شد. دست نوا رو روی شکمم احساس کردم. دستشو روی شکمم میکشید و ماساژش میداد.
ا.ت : نکن نوا نیازی ندارم؟!
چرا انقدر امروز عصبی بودم.؟!
نوا : درد نداری؟
ا.ت : نه خوبم. ولم کن میخواهم گوش بدم به درس.
نوا : اوکی.
کلاسمون تموم شد. به سمت کافه ی مدرسه رفتیم. نشستم روی میز. با ۲ تا لیوان هات چاکلت برگشت.
ا.ت : نوااا
نوا : خب مگه دوست نداری میفهمم پریودی شریک جرم.
ا.ت : آره ولی نیازی نیست جارش بزنی.
لحنم باهاش خوب نبود. اصلا هم خوب نبود.
نوا : فک کردم کمک میخوای.
اوه ناراحتش کرده بودم. خیلی خب آروم باش ا.ت. نفس عمیقی کشیدم، دستاشو گرفتم و گفتم.
ا.ت : ببین نوا آره خب پرسود میشم یکم دلم درد میگیره ولی باور کنید ما دخترا انقدر ها هم حالمون بد نیست. خب.
نوا : میخواستم جنتلمن باشم ولی الحق که تو همون.
ا.ت : پسر شوخ و بامزه ی خودمو میخواهم ورگنه میرفتم با جیمی.!
نوا : جیمی؟
ا.ت : باور. کمپبل باور.!
نوا : حسودیم شد.
ا.ت : حسودی نکن. خب تو بامزه ای و اون جنتلمن.
نوا : شوخی کردمممم.
ا.ت : خری دیگه.
و افتادم دنبالش. اممم من کاری نکردم فقط آیس کافی رو روی لباسش خالی کردم.
- ۵۵۹
- ۲۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط