طلا مچالهاش هم طلاست کثیفش هم طلاست بریده و شکسته و ا

طلا، مچاله‌اش هم طلاست، کثیفش هم طلاست، بریده و شکسته و از هم‌گسیخته‌اش هم طلاست.
به ارزش خودتان شک نکنید، اگر حال و اوضاع و شرایطتان خوب نیست و در منگنه‌های سخت دنیا قرار گرفتید و مشت و لگد خورده، گوشه‌ی رینگ روزگار افتادید و تمام چشم‌ها، به دیده‌ی تحقیر نگاهتان کرد. اتفاقا موقعیتِ شناخت خوبی‌ست. خوب ببینید و به خاطر بسپارید و فراموش نکنید، تا اوضاع که بهتر شد، بدانید چه کسانی حق دارند کنار شما باشند.
طلای جلایافته و براق را همه دوست دارند. ببینید چه کسی از هم‌گسیخته و غبارگرفته و دورافتاده‌ی شما را هم دوست دارد.
باد، غبارها را و آب، گل و لای‌ را و گذار زمان، زخم‌ها را می‌شوید. ترک‌های وجودتان دوباره به هم پیوند می‌خورد و از قبل هم جاافتاده‌تر و زیباتر خواهید‌بود.
سرتان را بالا بگیرید؛ چه کسی دیده طلا‌ی مچاله و به خاک افتاده، تبدیل به آهن شود؟ یا آهنِ جلایافته، طلا؟!

✍🏻 نرگس صرافیان طوفان
دیدگاه ها (۳)

خانه‌ی ما در یک محله‌ی قدیمی بود، معماریِ خانه مان برمیگشت ب...

| فروغ_ شاملو |:در میان مردهای جهان مردی را می‌شناسمکه مثل م...

ای واژه خجسته آزادی!با این همه خطابا این همه شکست که ماراستآ...

فغان! که سرگذشتِ ماسرودِ بی‌اعتقادِ سربازانِ تو بودکه از فتح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط