{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از لشگر صبرم عَلمی بیش نماند

از لشگر صبرم عَلمی بیش نماند

وز هرچه مرا بود غمی بیش نماند


#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

تو آن خیال‍‍ِ محالی به حالِ هر شب منمن آن حضورِ پریشان، نشست...

سراب رد پای تو، کجای جاده پیدا شدکجا دستاتو گم کردم که پایان...

بعضی ها عجیب خوبند ! من باور دارم که گاهی خدا ، با بندگانش م...

هیچ جز حسرت نباشد کار منبخت بد، بیگانه ای شد یار منخود نمیدا...

« باز آے و دل تنگ مرا مونس جان باشوین سوختہ را محرمـ اســرار...

چه کنم با دل وامانده که دلتنگ شده؟ساز دلتنگیم امشب چه بد آهن...

گاهی بی صدا نگاهت میکنم…مرا ببخش برای این نگاه های پنهانی،شا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط