{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

in your eyes

#in_your_eyes
part_41

لایک و بازنشر یادت نره🎀

الان حدودا دوماه از نامزدی من و کوک گذشته

به اصرار من پدربزرگ راضی شد بعد از اینکه مدرسه من کلا تموم شد عروسی رو بگیریم

و بالاخره به اون روز رسیدیم
این چند وقت خیلی دو خانواده همدیگه رو میدیدن
حتی چند بار رفتیم به عمارت جئون

حرف هاشون بی‌نهایت حوصله سر بره
خیلی تحمل کردم که بخاطر تصمیمات مزخرفی که میگیرن نپرم بهشون

از قبل همه چیز برنامه ریزی شده بود
لیست خرید ها ، مدل لباس ، تم مراسم ، همه چیز به صورت دقیق توسط دو خانواده و دستیار هاشون آماده شده بود

برای من یه لیست بلند بالا از لباس ها فرستادن
پارچه ها ، رنگ ها ، مدل ها …. باید انتخاب میکردم ولی نه از بین همه ، فقط از بین گزینه هایی که خودشون از قبل تایید کردن

موقع پُرُو لباس عروس خیاط ها دورم بودن و با دقت تمام اندازه گیری میکردن

یجور بودن که انگار داشتن یه اثر هنری تکمیل میکردن

فقط من اینجوری نبودم ، کوک هم همینطور ، کت شلوارش رو از چند مدل سفارشی آوردن

کارت های دعوت رو دیدم
خیلی خاص بود یه چیز رسمی با اسم و مهر خاندان ها.
بجای اسم مهمون ها یه شماره و یه اسم مستعار بود که نشون میداد کیا دعوتن
افراد خاص ، شاید حتی کسایی که نباید اسمشون علنی میشد

کارت ها توسط بهترین گرافیست ها و با بهترین کاغذ طراحی شده

روز های اخر ، همه مشغول تدارکات بودن

کیک رو از یه قنادی معروف که فقط سفارش های ویژه قبول میکنه آوردن

تالار هم یکی از اون مکان های معروف که بود که فقط برای افراد بسیار خاص رزرو میشد


من فقط توی اتاق پُرُو ، توی جلسات کوتاه ، یا موقع دیدن جزئیات بودم
بدون اینکه چیزی بگم ، کوک هم همینطور

از موقعی که اون فرد ناشناس گل رو برام فرستاده پیام ها بیشتر شده و همین منو میترسونه
هر هفته تهدیدم میکنه و یه پیام جدید میده
انقدر فکرم بهم میریزه که گوشیمو خاموش میکنم...


شرط=
۱۴۵ لایک
۸۰ کامنت
۴۵ بازنشر "علامت کنار ذخیره"




#فیک#رمان#در_چشمان_تو#بی_تی_اس
#جونگ_کوک#جیمین#تهیونگ#یونگی#جین#جیهوپ#نامجون#سناریو
دیدگاه ها (۱۰۶)

in your eyes

in your eyes

in your eyes

in your eyes

فیک جونگ کوک گلوله ای برای عشق پارت ۶

معرفی chai 🍒سال ها خدمتکار خونه ی دوک بودم .یه روز پسر کوچیک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط