{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part. 7

Trust

÷هیونجین چرا...
=اینجا چخبره ؟؟ این دیگه کیه ؟؟
_خدمتکارمه
فلیکس متوجه شد که یه نفر دیگه هم به اون دوتا ملحق شده ولی دو تا ادم با موهای بلوند دید .... واقعا فکر کرد داره میمیره چطور ممکن بود یکی شبیه اون باشه .. نه حتما اینجا پایان دنیا بود .. جدا از اینکه اونا مثل خودش مو های بلوند داشتن همون طرح لیلیوم روی دستاشون بود ...
پزشک رسید ....هیونجین و جونگین و نفر سوم که نامشخص بود هم اونو برده بودن تو اتاق
سر فلیکس به تیزی پله ها خورده بود و پاره شده بود .. اما خب اونقدر بزرگ یا عمیق نبود
پزشک بعد بستن سر فلیکس از اونجا رفت و اونا رو تنها گذاشت .. ( اونا بیرون اتاقن و نفر سوم و جونگین فلیکسو ندیدن موهاشو چون کلاه داشت و ..فقط خدا میدونه اون نفر سوم کیه 🗣 )
=هیونجین ...
_ ها ؟؟؟
=ما دیر مون شده باید بریم به اون بچه بگو مراقبت خودش باشه ..
_ باشه .. خداحافظ
هیونجین رفت داخل اتاقش تا بخوابه .. اما یادش اومد که اون جوجه تو اتاقشه...
پس رفت تو اتاق بغلی و گرفت خوابید ..


فردا صبح،فلیکس تو اتاق هیونجین :
+وای چقدر نرمه دلم نمیخواد بیدار شم .. صبر کن ببینم من یه جای نرم خوابیدم ؟؟ نکنه که .....
با شوک بدی از خواب بیدار شد و دور و اطرافشو نگاه کرد ... رسما انگار مرده بود ، چرا این اتاق انقدر قشنگه
+من مردم ؟؟
_نه نمردی
فلیکس سریع برگشت و اربابشو دید .. اون تو اتاق اربابش بود ؟؟.. خواست بلند شه اما سرش تیر کشید
_هعی احمق بشین سر جات ... واقعا دلم نمیخواد بمیری و مجبور شم یه جنازه رو از تو اتاقم جمع کنم ...
پسرک کک و مکی با اون حرف ناراحت شد اما یاد چیزی افتاد
+اونا کی بودن ؟؟ چرا به تو میگفتن شاهزاده ؟؟
تو کی هستی ؟؟؟
_اونا دوستام بودن واسه همین باهام اینجوری شوخی میکردن ... اصلا ... اصلا به تو ربطی نداره تو یه رعیتی پس سرت تو کار خودت باشه .. حالتم که بهتر شد پاشو برو اتاق خودت ...
و از اونجا رفت ...
رفت ولی حرف هاش ... خب حقیقت داشت اون حق نداشت تو زندگی اشراف دخالت کنه ..
صدایی شنید .. اربابش صداش میکرد ؟؟
_هعی تو ....
سرشو گرفت و بالا و با چیزی که دید چشماش چهار تا شد ....
دیدگاه ها (۱۲)

دوستان حس میکنم از سناریوم و داستان فیکم خوشتون نیومده و خب ...

#lee_heeseung

Part. 5 Trust با... یه کتاب با جلد چرمی و نقش و نگار های قشن...

Part. 3 Trust که هیونجین با داد گفت : تو از الان به من خدمت ...

از اونجایی که فلیکس سفیر برند سامسونگ هستش واسه همین تو اینج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط