{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به مرگم راضیَم ، اما فقط یک آرزو دارم

به مرگم راضیَم ، اما فقط یک آرزو دارم
سَرم را لحظه‌یِ آخر به زانویِ تو بُگذارم...
.
بپرسی از من آن لحظه ، که آیا صحبتی دارم؟
بجایِ اشهد و ان بگویم { دوستت دارم } !
دیدگاه ها (۰)

خسته‌ام و اینبار این امر انکار نشدنی‌ست ، با این حال دلم نمی...

نمیدانم روزگار چه بر وقف مرادش است ، شاید عاشق داستان های غم...

خسته بود ، دیگر توانی در جانش نمانده بود ؛ گویی وجودش از بود...

اونجا که میگن :قمار آخر توام نشسته‌ایمرا ببازی:))نشد دوباره ...

و زخم های من ، همه از عشق است ❤️دوست داشتم معلم املای تو بود...

شاید خدا هر شب می‌خواهد دنیا را تمام کنداما لحظه‌ی آخر باز م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط