{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Love and power

Love and power ❤️⚡️
Part 16




جئون: این حرفو نزن...حالا چرا کتک خوردی؟...

مرلین: نمیدونم (بغض)

جئون: دوباره...با لارا دهن به دهن شدی؟...

مرلین: نه...حتی ندیدمش...

جئون: پس تلافی اون کارت رو کرده...

مرلین:کدوم کار؟...

جئون: روز اول کاری...به شما ربطی نداره...

مرلین: خوب نداشت دیگه...

جئون: زبونت درازه کوچولو...برای بار دوم میگم...با این بل بل زبونی ها...سرت رو از دست میدی...

مرلین: هوففففف...من دیگه میرم...

خواستم بلند شم که با این دل لعنتی...اون قدر درد میکرد که پرت شدم رو تخت و به خودم پیچیدم...

مرلین: اییییییییییییییی

جئون: بگیر بخواب بچه‌...

مرلین: عااااااااااااییییییی(درد)
جئون: هعی خوبی؟...

مرلین: عاییییییییییییی( اشکش ریخت.)

جئون: هعی هعی آروم باش...

گوشی رو برداشتم و زنگ زدم به ته...

" تهیونگ: ها باز چیه؟...

جئون: زود برگرد....زور باش...(داد)

تهیونگ: باشه..چته؟"

گوشی رو قطع کردم و رفتم طرفش همش این طرف و اون طرف میشد و داد می‌کشید...صورتش از درد عرق کرده بود و اشکاش مثل رود سرازیر بودن...

جئون: هعی آروم باش...یه کم دیگه تحمل کن...

تهیونگ: دوباره چه....این چشه؟...چیکارش کردی؟...

جئون: من کاریش نکردم...میخواستم بلند شه من نزاشتم...ولی آخرش بلند شد...یهو دلش رو گرفت و پرت شد رو تخت و حالا اینه...

تهیونگ: تف..هعی...خانم..اوی...خانم محترم...تکون نخور....یااااا...جئونا...

جئون: هوم؟...

تهیونگ: هوم و درد بیا اینو بگیر من این آمپول رو بهش تزریق کنم...

جئون: خیلی خوب...

مرلین همچنان به خود می‌پیچید که جئون نزدیکش شد...



.....
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

Love and power ❤️⚡️Part 17از روی تخت بلندش کرد ولی مرلین همچ...

Love and power ❤️⚡️Part 18با صدای رسیدیم راننده نگاهش رو از ...

Love and power ❤️⚡️Part 15تهیونگ: اگه داد چی؟...جئون: آهان.....

Love and power ❤️⚡️Part 14بعد از قطع کردن جئون دوباره به مرل...

Love and power ❤️⚡️Part 13بعد از این حرفش نفس عمیقی کشیدم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط