{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آفرین

آفرین
منم یه شب که خونه بابا بزرگم بودم این بچه فامیل رو مخ ولم نمیکرد منم یه چایی تقریبا گرم و سرد بود یعنی یکمی سرد بود توی حیاط بودیم یهو روش خالی کردم لیوان چایی رو
اا چقد کیف داد باید بگم اون شب بهترین شب زندگیم بود خیلی کیف کردم میخوام دوباره همین شب برسه
دیدگاه ها (۱)

این بشه ی منه 🧚فداش بشم من🧚اخ قربون خندت🎉❤️🎉❤️🌺🧚تولدت مبارک ...

درخواستی

کسی آهنگشو داره خواهشا جواب بدید

من و دوستم وقتی مجری بشیم و با بی تی اس مصاحبه داشته باشیم:

#قمار_سرنوشت پارت¹⁸و موهاش رو نوازش کردم که چشماش رو باز کرد...

#قمار_سرنوشت پارت¹²ویو لونا از ماشین پیاده شدم و رفتم تو عما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط