{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«پدرم....🥀

«پدرم....🥀

بعد از تو، تمامِ پنجره‌های این خانه رو به تاریکی باز می‌شود.

می‌دانی؟ از وقتی رفتی، انگارِ عقربه‌های ساعت هم ایستاده‌اند؛ انگار زمان دیگر دلیلی برای گذشتن ندارد.

حالا من مانده‌ام و یک صندلیِ خالی، که هنوز بویِ تو را می‌دهد؛ مانده‌ام و خیابانی که هر بار از آن رد می‌شوم، نگاهم بی‌اختیار به دنبالِ قامتِ تو می‌گردد.

پدرم! دنیا چقدر بی‌رحم شد که یادش رفت ستونِ خانه‌ی من نباید می‌لرزید، نباید می‌افتاد.

دیگر هیچ صدایی در این سکوتِ مطلقِ خانه، مرهمِ زخم‌هایم نیست.

ای کاش می‌شد یک‌بار دیگر، فقط برایِ یک ثانیه، بویِ پیرهنت را حس کنم تا بدانم هنوز هم در جایی از این جهان، پناهی برایِ بی‌کسی‌هایم وجود دارد.

حالا من مانده‌ام و زمینی که بعد از تو، حتی نفس کشیدن در آن، بی‌معناست.»

وچه غریبانه در غربت از دیدار تو ناامیدم پدرعزیزم
🥀🖤


#پدرم
دیدگاه ها (۱)

«یک نیمه‌ی من با تو رفته، و نیمه‌ی دیگر، فقط برای تماشای این...

«هیچ‌کس نگفته که بعد از مرگِ عزیزترین آدم، زندگی کردن چقدر ب...

تو که به آرزوت رسیدی و سبک بال شدی آقا...ولی من آرزوی دیدارت...

شادی روح#رهبرشهیدم و#پدرعزیزمفاتح مع الصلوات

پدرم..🖤🥀«از وقتی تو رفتی، من با خودم غریبه شده‌ام. انگار آن ...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط