«هیچکس نگفته که بعد از مرگِ عزیزترین آدم، زندگی کردن چقد
«هیچکس نگفته که بعد از مرگِ عزیزترین آدم، زندگی کردن چقدر بیمعنی و سنگین میشود. انگار باید با یک بدنِ غریبه، با یک قلبِ شکسته و با روحی که نیمی از آن زیر خاک است، به زور در این دنیا حضور پیدا کنی. من دق کردهام؛ تمامِ معنای زندگی برایم رنگ باخته است. اما با تمام اینها، مجبورم زنده بمانم. نه از روی میل، که از روی مسئولیتِ نگه داشتنِ آخرین یادِ تو در وجودم. من زنده ماندهام، اما دیگر اون آدمِ سابق نیستم.»
#پدرانه
#پدرانه
- ۱.۳k
- ۰۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط