خوشقلبمن

#𝐏𝐀𝐑𝐓:7
#خوش_قلب_من💖🍺✨
#دیانا
رفتیم خونه ویلایی شیک لوکس بود خوشگل بود
ارسلان: بشین اینجا الان میام
دیانا: باش
ارسلان امد پایین که زنگ در زدن رفت آیفون رو نگاه کرد درو باز کرد بعد از یک مین لئو امد تو
لئو: سلام
دیانا: سلام
لئو: ارسلان کجاست
دیانا: رفت بالا
لئو : اها خوبی
دیانا: همین دیشب همو دیدیم
لئو: دارم حالتو میپرسم ما
دیانا: میدونم
#ارسلان
ارسلان داره از پله ها میاد پایین
ارسلان: سلام
لئو: علیک سلام چرا جواب نمیدی
ارسلان: گوشیم خاموش بود تازه زدم به شارژ
لئو: اکی برو یچیزی بیار بخورم گشنمه
ارسلان: بیا خودت برو صبحانه بخور
لئو: چی تو یخچالتون دارین
ارسلان: هرچی بخوای
لئو: میگم
ارسلان: بنال
ارسلان داره کمک لئو میکنه صبحانه بچینه
لئو: زنگ بزن(ارسلان پرید وسط حرفش)
ارسلان: عرب میگم گوشیم خاموشه
لئو: یادم رفت به قران
ارسلان: زهر مار زنگ بزن محراب با ممد بیاد
لئو: اکی فقط
ارسلان: بنال
لئو رضا : نمیتونی درست حرف بزنی
ارسلان: نه حالا چی میخواستی بگی
لئو: هیچی وفقط چایی بزار من زنگ بزنم
ارسلان : اکی
(پارت طولانی خدمت شما پارت بعدی فردا میزارم منتظر باشید شایدم امروز پارت گزاشتم حمایت لایک کامنت یادتون نره 🍺💛🤤)
دیدگاه ها (۱)

ادیتم از متینیکا#اصکی #اصکی_ممنوع❌

#کپشن.......ادیتم ببخشید نبودم پارت اماده میکنم وای فای میگی...

کاور درست کردم پارت هنوز ننوشتم پارت میزارم اما قول نمیدم ا...

سیلام من امدم ببخشید نبودم بسته تموم کردم وای فای دارم الان ...

رمان بغلی من پارت ۷۷... فردا ...دیانا: با صدای گوشیم چشامو ب...

رمان بغلی من پارت ۱۱۸و۱۱۹و۱۲۰ارسلان: چه زشته ای داره دیانا: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط