{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما فکر میکردیم مثل آب خوردن است فراموش کردن...!

ما فکر میکردیم مثل آب خوردن است فراموش کردن...!
گفتیم برود ما “فراموشش” می کنیم!
فراموشش که نکردیم هیچ
مجنون تر از قبل شدیم!
با خودمان که خلوت کردیم
فهمیدیم بحث”نتوانستن” نیست
“نخواستن”است.
نمیخواهیم فراموشش کنیم!!
فکر کن
دوستش داری!
خاطره داری!
جز “او” کسی را نداری!
فراموشش میکنی؟!
دیدگاه ها (۱۹)

یادشان نیست که با پای خودشان آمدند و گفتند: سهم دل من می شوی...

معتاد بود. به صدا... به آغوش... به طعم شراب لب های خوش رنگ ....

مجازی بیدار شد. مجازی راه رفت. مجازی نوشید. مجازی خندید. مجا...

خداوند خودش در دل آدم گذاشت که سیب بچیند ولی به حوا '' نه ''...

رمان عشق من واقعیه خیابون | part60- خب پیاده شو + اها باشهو...

Part 20:

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط