{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اون روز خودمو پرت کردم پایینن

اون روز خودمو پرت کردم پایینن وقتی چشمامو باز کردم دیدم همه آدما دورم جمع شدن میتونستم همه رو ببینم همه به جز مامان بابای خودم...اونا حتی ذره ای نگرانم نشدنن:)!
دیدگاه ها (۱۸)

مامان من فقطط به

نه نه بستههه:)

ولی تو آرزوم بودی؛:)

نرسه همچین روزییی:)

من سارام: روایتی پس از طوفان

A real family

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط