تو را در جانم

تو را در جانم
در شعرهایم می گذارم
تا دست هیچ حسودی به جان من نرسد

الا دست خودم
دیدگاه ها (۴۱)

دیگر بس است از سفر بیابغض تمام پنجره ها در غمت شکستچشمم به ...

مے نویسم عشق و مے لرزد دلممے نویسم عشق و اشڪم مے چڪدمے نویسم...

خلسه ی عمیقی ست نبودنت. هر تلاشی برای بیداری می کنم به نتیجه...

من هنوزم دوسش دارمشاید نه مثه اولولی اگه بازم ببینمش حالم عو...

عاشقانه های شبنم

شنبه صبح ها را می سپارم به نگاه تودست می گذارم روی سینه وسلا...

🌱🍒تو را قسمبه نجواهای عاشقانه ی ستارگانکه به جان می خرند ناز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط