#عمارنامهوقتی وارد #سوریه شدیم، #مردم از ما انتظار داشتند وا...

#عمارنامهقبل از شهادتش خیلی به من می گفت که برای شهید شدنش #...

#عمارنامهیکیشان با آفتابه آب می ریخت، آن یکی سرش را می شست! ...

#عمارنامهعبدالرسول توی #پادگان دشمن نفوذ کرد و همان جا یک #ک...

#عمارنامهاز خانومش پرسیدم:وقتی #شوهر جانبازت تعادلش رو از دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط