🍁🍁🍁🍁 #خان_زاده #پارت151 #جلد_دومچند ساعتی رو اونجا بودم انق...

#خان_زاده #پارت151با چشای گرد شده نگاه به چشای بسته و اخمای...

#پارت151 "فرشید"_چرا؟!عاطفه فکر کرد ، شاید بد نباشد اشاره ای...

#پارت151(یک ماه بعد)بابا:دخترم کی میرین؟!نگاه مو از tv گرفتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط