{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من پذیرفتم شکست خویش را

من پذیرفتم شکست خویش را

پندهای عقل دوراندیش را

من پذیرفتم که عشق افسانه است

این دل درداشنادیوانه است

میروم شایدفراموشت کنم

بافراموشی هم اغوشت کنم

میروم از رفتنم دل شادباش

از عذاب دیدنم ازاد باش

گرچه توتنهاتراز مامیروی

ارزودارم ولی عاشق شوی

ارزو دارم بفهمی درد را

تلخی برخوردهای سردرا

میرسدروزی که بی من لحظه ها

را سر کنی میرسد روزی

که مرگ عشق را باورکنی

می رسد روزی که تنها در کنار

عکس من نامه های کهنه ام را

مو به مو از بر کنی..
دیدگاه ها (۱)

من پذیرفتم شکست خویش را پندهای عقل دوراندیش را من پذیرفتم...

من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل دردآشنادیوانه است میروم ...

من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل دردآشنادیوانه است میروم ...

من پذیرفتم شکست خویش را پندهای عقل دوراندیش را من پذیرفتم که...

میروم از رفتن من شادباش ..ازعذاب دیدنم آزادباش..گرچه توتنهات...

من پذیرفتم که عشق افسانه است.......این دل درد آشنادیوانه است...

باسلام واحترام!!! من پذیرفتم غریبه بودنم را... پندهای عقل دو...

من پذیرفتم شکست خویش را ...

باسلام واحترام من پذيرفتم غريبه بودنم را/پندهاى عقل دورانديش...

من باختــــــــــــــــــــم ... من پذيرفتم شكست خويش را پند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط