{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من پذیرفتم شکست خویش را

من پذیرفتم شکست خویش را

 پندهای عقل دوراندیش را

 من پذیرفتم که عشق افسانه است

 این دل درداشنادیوانه است

 میروم شایدفراموشت کنم

 بافراموشی هم اغوشت کنم

 میروم ازرفتنم دل شاد باش

 ازعذاب دیدنم ازاد باش

 گرچه توتنهاترازما میروی

 ارزو دارم ولی عاشق شوی

 ارزو دارم بفهمی درد را

 تلخی برخورد های سرد را
دیدگاه ها (۱)

من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل دردآشنادیوانه است میروم ...

من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل دردآشنادیوانه است میروم ...

من پذیرفتم شکست خویش را پندهای عقل دوراندیش رامن پذیرفتم که ...

من پذیرفتم شکست خویش را پندهای عقل دوراندیش را من پذیرفتم...

میروم ازرفتنم شادباشازعذاب دیدنم آزادباشگرچه تو تنهاتر ازمن ...

میروم ازرفتنم شادباشازعذاب دیدنم آزادباشگرچه تو تنهاتر ازمن ...

***من پذیرفتم شکست خویش راپندهای عقل دور اندیش رامن پذیرفتم ...

من پذیرفتم شکست خویش راپندهای عقل دوراندیش رامن پذیرفتم که ع...

من پذیرفتم شکست خویش راپندهای عقل دوراندیش رامن پذیرفتم که ع...

من پذیرفتم شکست خویش راپندهای عقل دوراندیش رامن پذیرفتم که ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط