{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باسلام واحترام من پذيرفتم غريبه بودنم را/پندهاى عقل دوران

باسلام واحترام من پذيرفتم غريبه بودنم را/پندهاى عقل دورانديش را/من پذيرفتم كه دوستي افسانه است/اين دل درد آشنا ديوانه است/ميروم از رفتنم تو شاد باش\ از عذاب ديدنم ازاد باش
دیدگاه ها (۸)

میخواست منو بزنه

دربازى دل،نگاه من مست توبود/هربرگ دلم شكسته پابست تو بود/من ...

سر زده بیا...کمی آشفتگی بد نیست...آن وقت تکاندن شانه های پر ...

می زده شب چو ز میکد6ه باز آیم بر سر کوی تو من به نیاز آیم د...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

پارت اول: سایهٔ غریبهمن «میا» هستم، نوزده ساله. توی عمارتِ ب...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۶

باسلام واحترام!!! من پذیرفتم غریبه بودنم را... پندهای عقل دو...

من پذیرفتم شکست خویش را ...

من باختــــــــــــــــــــم ... من پذيرفتم شكست خويش را پند...

من پذیرفتم شکست خویش راپندهای عقل دوراندیش رامن پذیرفتم که ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط