{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غم ، حادثه ، تردید ، من و تنهایی

غم ، حادثه ، تردید ، من و تنهایی

یک شیشه ی می لبالب و تنهایی

من مانده کنار جاده ی خاطره ها

با یک چمدان سوز و تب و تنهایی
دیدگاه ها (۱)

دوست خوب مثِ خطِ سِفیـــــده وسطِ جاده ستتکه تکه میشــــــه ...

سرعت گیر جاده ها فرصتی هستند برای آرام بودن و دیدن زیبایی کن...

در نوبتی دوباره دلت را مرور کناز غم به هر بهانه ی ممکن عبور ...

به ستاره ها خواهم گفت تا آن زمان که سحرمی دمد بر جاده های شب...

چشم پاک دختری از جمله‌ای تر مانده استچشم‌های پاکش اما خیره ب...

خانوم مدیرعاملپارت ۱۵ | جاده‌ی فرانسهصبح روز بعد، همه‌چیز بر...

خزانِ پاییزم، چقدر غم‌انگیزم... 🍂🖤انگار تمامِ برگ‌هااز شاخه‌...

دو قطب مخالف💙🧡پارت یازدهم✨️💫# قسمت ۱۱: «اردو» 🔥❄️اتوبوس دانش...

عاشقانه های شبنم

خستگی بر جانم نشسته،چشم‌هایم دیگر حتی کورسو امیدی ندارند؛ای ...

انگشت به لب مانده‌ام از قاعده عشق 😢ما یار ندیده تب معشوق کشی...

آدمی گاهی در میانه‌ی این جاده‌های بی‌سرانجام،بیش از هر چیزی ...

آدمی گاهی در میانه‌ی این جاده‌های بی‌سرانجام،بیش از هر چیزی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط