{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یا باهم میریم یا میخوابی

-یا باهم میریم یا میخوابی
دستش رو آروم آوردم بالا و یه گاز زدم که ولم کرد
_وحشی، دیوانه شدی
+به من چه
ات از فرست استفاده میکنه و بلند میشه و میره سمت حموم و در و از پشت قفل میکنه
بعد چند مین
ات از حموم میاد بیرون و با صورت اعصبانی کوک مواجه میشه
+اونجوری نگام نکن
_.......
+لطفا اونجوری نگام نکن
کوک بلند میشه و میره سمت ات
ویو ات
دستشو آروم آوردم بالاو گاز زدم که بلند شدو گفت
_وحشی دیونه شدی
+به من چه
از فرست استفاده کردم و بلند شدم رفتم سمت حموم و درو قفل کردم
کوک با چهره عصبانی کوک مواجه شدم
+اونجوری نگام نکن
_....
+لطفا اونجوری نگام نکن
پاشد اومد سمتم و هر قدمی که به هم نزدیک میشد من میرفتم عقب انقد رفتم عقب که از پشت به دیوار خوردم
سرم رو پایین گرفته بودم
دستش رو آورد و از چونم گرفت و سرم رو آورد بالا سرم
دیدگاه ها (۱۱)

سرم و میخواستم بیارم پایین ولی با دستش نذاشتداشت با چشماش کل...

و ات رو تنها میزارهویو کوک****با ته رفتم پایین یعنی کی میتون...

صبح با نوری که از لابه‌لایه پرده به چشمم می تابید بیدار شدم....

ات: من دوستت دارم.....از روزی که دیدمت عاشقت شدم ولی تو یه پ...

ات با مستی گفت: من نمیتونم ببینم..کوک: ات حالت خوب نیست .......

part53 عشق پنهاننویسنده: جونگ کوک به زور دستش رو بلند کرد سم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط