{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و ات رو تنها میزاره

و ات رو تنها میزاره
ویو کوک****
با ته رفتم پایین یعنی کی میتونه از دست من فرار کرده باشه؟
(یکی از زیر دستاش = علامت)
=سلام قربان
_کی فرار کرده
=اممم...... آقای کیم
_چی.... الکس
=ب.. بب......بله
_ماشین رو آماده کن
=چشم
ته:میخوای چیکار کنی
_بگیرمش..... زجرش بدم..... بکشمش (کلمه آخر رو با نیشخند گفت)ویو الکس ****
دیگه... دیگه خسته شدم از این همه تحقیر شدن.... از این همه برده بودن.. از این همه زجر،.... دیگه نمیتونم تحمول کنم باید فرار کنم

(فلش بک به 2 ساعت بعد وقتی الکس فرار کرد)
داشتم می دویدم و بعضی وقت می‌افتادم (زمین می‌خورد) نفس کم آوردم دیگه نمیتونستم بِدَوَم خسته سدم کمی آروم راه رفتم تا نفسم بالا بیاد




ببخشید دیر گذاشتم نمیدونم چرا یدفعه حالم بد شد مجبور شدم برم دکتر، واقعا معذرت میخوام ✨❤️😘
دیدگاه ها (۸)

یدفعه یه وَن مشکی جلوم وایسادنه اونا پیدام کردن (چه زود¿)دو ...

رفتم تو اتاق و درو پشت سرم بستمنمیدونم چرا یهو یه ترسی توی د...

سرم و میخواستم بیارم پایین ولی با دستش نذاشتداشت با چشماش کل...

-یا باهم میریم یا میخوابیدستش رو آروم آوردم بالا و یه گاز زد...

آبنبات تلخ

Part : 222سوبین : خواستم برم که الکس دستمو گرفتالکس: ن..روسو...

#قمار_سرنوشت پارت²³بارون میومد و لونا عاشق قدم زدن زیر بارون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط