پارت6
پارت6
چند هفته بعد
ا.ت
تو بیمارستان بودم یکم سر درد داشتم
فکر کنم برای بیماری که دارم باشه سریع رفتم یه قرص خوردم و یکم تو اتاقم استراحت کردم حالم واقعا بهتر نشد رفتم تا ازم یه آزمایش بگیرن
یک ساعت بعد
ا.ت
تو اتاقم
کوک: سلام عزیزم کی اومدی
ا.ت: سلام تازه اومدم کوک بیا بشین میخوام یه چیزی بگم
کوک: باشه امادم
ا.ت: من میدونم ارزوی تو پدر شدن
کوک: خب
ا.ت: نمیدونم الان چطور بگم
کوک: جانم بگو راحت باش
ا.ت: من بچه دارم
کوک: داری شوخی میکنی
ا.ت: نه خودم همین صبح فهمیدم
کوک: واقعا ا.ت جونم راست میگی من دارم بابا میشم
ا.ت: آره
کوک: وایی باورم نمیشه مرسی که منو به ارزوم رسوندی عزیزم الان میرم به مامانمینا میگم
ا.ت: بشین یه لحظه
کوک: برم بگم میام
ا.ت: بهت میگم بشین
کوک: باشه عزیزم اینجام چرا داری گریه میکنی
ا.ت: عزیزم نمیتونم این بچه رو نگه دارم
کوک: چرا
ا.ت: باید از بین ببریمش
کوک: چرا ا.ت
ا.ت: چون من یه بیماری دارم
کوک: چی چه بیماری
ا.ت: مامان اینو داره خودمم دارم
کوک: خب چیه
ا.ت:نباید دمای بدنم بره بالا
کوک: چرا بهم نگفتی
ا.ت: چی میگفتم کوک ببین ممکنه این بیماری به بچه هم اسیب بزنه
کوک: یعنی میخوای بچه رو
ا.ت: نمیدونم چیکار کنم کوک
کوک:یعنی چی چطور میتونه مگه این بیماری چطور بیماریه
ا.ت: من به بابام رفتم بیماری مامانم و ندارم ولی قسمتی ازش تو خونمه مثل اینکه اگه دمای بدنم بره بالا تب میگیرم غش میکنم
کوک: چرا به من نگفتی
ا.ت: نمیدونم
کوک: شاید بچه به من رفته باشه
ا.ت: نمیدونم کوک چیکار کنم حالم خوب نیست
کوک: نه باید به بچه آسیب بزنی
ا.ت: خب
کوک: چیزی نگو بلند شو بریم آزمایش بگیریم
ببینم بچه رگ کیه تو بدنشه
ا.ت: اخه بچه هنوز تشکیل نشده
کوک:یه رگی داره که بریم
رفتیم ازمایشگاه ازمایش گرفتیم
👨🏻⚕️: جواب ازمایشاتون اومد
کوک: خواستم بدونم بچه از نظر خونی بیشتر به کی رفته
👨🏻⚕️: اها از خونه بچه بیشتر به این ازمایش میخوره
ا.ت: کدوم
👨🏻⚕️: خانم دکتر به این آزمایش اقای جئون
کوک: دیدی به من رفته بچم
👨🏻⚕️: اتفاقی افتاده
کوک: نه اقای دکتر ممنونم خب ما میریم
رفتیم خونه
کوک: عزیزم دیدی الکی تو فکر بودی بچه به من رفته من هیچ بیماری ندارم ولی تو باید بهم میگفتی
ا.ت: کوکی بچه حالش خوبه
کوک: دکتر گفت آره بچه یه ماهشه
#کوک
#فیک
#سناریو
چند هفته بعد
ا.ت
تو بیمارستان بودم یکم سر درد داشتم
فکر کنم برای بیماری که دارم باشه سریع رفتم یه قرص خوردم و یکم تو اتاقم استراحت کردم حالم واقعا بهتر نشد رفتم تا ازم یه آزمایش بگیرن
یک ساعت بعد
ا.ت
تو اتاقم
کوک: سلام عزیزم کی اومدی
ا.ت: سلام تازه اومدم کوک بیا بشین میخوام یه چیزی بگم
کوک: باشه امادم
ا.ت: من میدونم ارزوی تو پدر شدن
کوک: خب
ا.ت: نمیدونم الان چطور بگم
کوک: جانم بگو راحت باش
ا.ت: من بچه دارم
کوک: داری شوخی میکنی
ا.ت: نه خودم همین صبح فهمیدم
کوک: واقعا ا.ت جونم راست میگی من دارم بابا میشم
ا.ت: آره
کوک: وایی باورم نمیشه مرسی که منو به ارزوم رسوندی عزیزم الان میرم به مامانمینا میگم
ا.ت: بشین یه لحظه
کوک: برم بگم میام
ا.ت: بهت میگم بشین
کوک: باشه عزیزم اینجام چرا داری گریه میکنی
ا.ت: عزیزم نمیتونم این بچه رو نگه دارم
کوک: چرا
ا.ت: باید از بین ببریمش
کوک: چرا ا.ت
ا.ت: چون من یه بیماری دارم
کوک: چی چه بیماری
ا.ت: مامان اینو داره خودمم دارم
کوک: خب چیه
ا.ت:نباید دمای بدنم بره بالا
کوک: چرا بهم نگفتی
ا.ت: چی میگفتم کوک ببین ممکنه این بیماری به بچه هم اسیب بزنه
کوک: یعنی میخوای بچه رو
ا.ت: نمیدونم چیکار کنم کوک
کوک:یعنی چی چطور میتونه مگه این بیماری چطور بیماریه
ا.ت: من به بابام رفتم بیماری مامانم و ندارم ولی قسمتی ازش تو خونمه مثل اینکه اگه دمای بدنم بره بالا تب میگیرم غش میکنم
کوک: چرا به من نگفتی
ا.ت: نمیدونم
کوک: شاید بچه به من رفته باشه
ا.ت: نمیدونم کوک چیکار کنم حالم خوب نیست
کوک: نه باید به بچه آسیب بزنی
ا.ت: خب
کوک: چیزی نگو بلند شو بریم آزمایش بگیریم
ببینم بچه رگ کیه تو بدنشه
ا.ت: اخه بچه هنوز تشکیل نشده
کوک:یه رگی داره که بریم
رفتیم ازمایشگاه ازمایش گرفتیم
👨🏻⚕️: جواب ازمایشاتون اومد
کوک: خواستم بدونم بچه از نظر خونی بیشتر به کی رفته
👨🏻⚕️: اها از خونه بچه بیشتر به این ازمایش میخوره
ا.ت: کدوم
👨🏻⚕️: خانم دکتر به این آزمایش اقای جئون
کوک: دیدی به من رفته بچم
👨🏻⚕️: اتفاقی افتاده
کوک: نه اقای دکتر ممنونم خب ما میریم
رفتیم خونه
کوک: عزیزم دیدی الکی تو فکر بودی بچه به من رفته من هیچ بیماری ندارم ولی تو باید بهم میگفتی
ا.ت: کوکی بچه حالش خوبه
کوک: دکتر گفت آره بچه یه ماهشه
#کوک
#فیک
#سناریو
- ۲۲.۵k
- ۰۳ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط