{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انقدر بغض هايم را فرو دادم و خنديدم كه خداهم باورش شده چي

انقدر بغض هايم را فرو دادم و خنديدم كه خداهم باورش شده چيزي نيست.
دیدگاه ها (۳)

هیچ بارانی رد پای خوبان را از کوچه های خاطراتمان نخواهد شست....

گامهايت را اهسته تر بردار, مبادا طنين قدمهايت در نيمه شبي چن...

گيرم که باخته ام !!! اما کسي جرات ندارد به من دست بز...

ققنوس پرنده اتش

من که دل درد گرفتم انقدر خندیدم

وایییییی انقدر خندیدم فقط بچه های این نسل 🤣🤣🤣🤣

در دلم فریاد بود ، در نگاهم اشك ، در گلویم 🌸بغض ، اما بلندتر...

بچه ها یه خواهشی ازتون دارم اگر اسم سریال رو میدونید بگید من...

روزی می‌رسد؛که یک پارچه ی سفید پایان می‌دهد؛ به من...به شیطن...

قهوه‌اش را تمام کرد و گفت:چطور انقدر خوب دیگران را دلداری می...

پارت ۴۱پادزهر پیدا شد.اما یک مشکل وجود داشت.فقط خون من می‌تو...

مامانم گفت انقدر میگی تی ام نشونم بده ببینم منم اینو نشونش د...

بچه ها من آنقدر گریه کردم چشم هایم می‌سوزد وای خدا😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭...

در چشم همه روی لبم خنده نشاندمدر حال فرو خوردن بغضی سرطانی؛آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط