{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در چشم همه روی لبم خنده نشاندم

در چشم همه روی لبم خنده نشاندم
در حال فرو خوردن بغضی سرطانی؛

آیــا شـده از شدت دلتنـگی و غـصـه؛
هی بغض کنی، گریه کنی، شعر بخوانی؟
دیدگاه ها (۰)

انصاف نباشد که من خسته رنجور،پروانه او باشم و او شمع جماعت..

مانده‌ام گیج، همان عاشق مستی یا نه؟که به پای منِ آواره نشستی...

من اَرگ بَم و خِشت به خِشتَم مُتلاشی.. تو نقش جهان؛ هر وَجَب...

دلم میخواهد ماه من و تو همیشه پشت ابر بماند ؛و هیچ‌ڪس از عشق...

عاشقانه های شبنم

بسم الله الرحمن الرحیم بغضی نشسته در گلوی من ای دل چه می‌کنی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط