{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو ا/ت

ویو ا/ت
به جونکوک گفتم بعد از این که به جونکوک گفتم بهش گفتم

* بیبی

- جانم

* از اعضا چه خبر؟

- هیچی سلامتی

* این رو نگفتم که بگی سلامتی گفتم بگو امروز بیان این جا

- اوکی بیبی

ویو جونکوک
خیلی استرس داشتم زنگ زده بودم به نامجون و گفتم بیان گفتن باشه و از این که تهیونگ هم از ا/ت خوشش میاد باید تمام حواسم به ا/ت باشه

اعضا اومدن

- سلام هیونگ ها

* سلام

تهیونگ : سلام ا/ت ( لپ های ا/ت رو کشید )

- 🤨🤨هع

ویو ا/ت
رفتم تا غذا رو بیارم دیدم تهیونگ اومد کمک با هم ظرف ها رو چیدیم و غذا رو خوردیم تهیونگ بغل دست من بود خیلی خجالت میکشیدم بعد از غذا اومدیم جرعت حقیقت بازی کنیم

جیهوپ بطری رو چرخوند

جیمین از ا/ت

جیمین : ا/ت جرعت یا حقیقت؟

* ام جرعت

جیمین : خب فردا که مراسم ماما هستش تو مجری هستی درسته؟

* بله

جیمین : پس برنامه ها رو خودت باید انتخاب کنی برای فردا یکی از برنامه ها این باشه که کی رو کی کراشه

* باشه

جیهوپ : خب معلومه دیگه همه ی پسرا رو ا/ت کراشت و دخترا رو جونکوک

نامجون : راست میگه

شوگا : بچه ها بزارید ی یار امتحان کنیم خب

جیمین : راست میگه

دیگه ساعت ۱۲ بود باید اعضا میرفتم

ادامه دارد...............

حمایت 🙏🙏
دیدگاه ها (۴)

ویو ا/ت فرداش رفتیم با جونکوک رفتیم کمپانی * سلام اقای پی دی...

به همین سادگی روزمون از دست میره 😂

- چرا دیگه * جونکوک 😡 گفتم فقط این باره لطفا گیر نده التماس ...

ویو ا/تاز این که ۲۴ ساعت کامل باید تمرین میکردم خیلی ناراحت ...

#مافیای_منپارت دوویو بار: جیهون کمرمو گرفت و رفتیم سمت بچه ه...

مثلث عشق ۱

که یهو ا/ت پاش گیر کرد و افتاد_ آخ+چیشد خوبی؟_آره بابا+خب حا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط