{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمتون روز بد نبينه!

چشمتون روز بد نبينه!
چند وقت پيش تو بيمارستان بوديم كه يه پسر جووني رو با عجله آوردن تو اورژانس. از يكي از همراهاش پرسيدم كه چش شده بود؟اونم گفتش كه آقا اين جوون عاشق يه دختري شده بود و خيلي اينو ميخواست.دختره هم اينو خيلي ميخواست و قرار بود با هم ازدواج كنن.حتي قرار مدار عروسيشونم گذاشته بودن.كه يهو دختره زد زير همه چيو با يه پسر ديگه اي گذاشت رفت.اين بيچاره هم تا اينو شنيد حالش اصلا يه جور ديگه اي شد.پا شد رفت 100ccبه خودش بنزين تزريق كرد و حالو روزش شد اين!
آقا بگذريم پسره كه تو اغما بود بعد دو هفته به هوش اومد.ما هم تو بيمارستان بوديم كه يه دختر جووني اومد با يه دسته گل رفت تو اتاق پسره واسه ملاقات! پسره تا چشاشو باز كرد ديد بله همون خانوميه كه اينو قال گذاشته و رفته.
خلاصه آقا پسره كه خون جلوي چشاشو گرفته بود دستشو انداخت و يه چاقويي كه واسه باز كردن در كمپوت بغل دستش بود رو برداشت و سرم ها رو هم از روي دستش كند و افتاد دنبال دختره.دختره هم كه خيلي ترسيده بود با يه جيغ وحشتناك از اتاق زد بيرونو پشت سرش هم پسره با يه چاقويي تو دستش....پسره دختره رو دنبال كرد تارسيد به ته سالن بيمارستان. وقتي كه ديد هيچ راه فراري نداره تسليم شد و خودشو به ديوار سالن تكيه دادو در حالي كه به شدت گريه ميكرد باحالت التماس به پاي پسره افتاده بود كه يهو پسره چاقو رو برد بالا تا بكوبه به قلب دختره ،بازم چشمتون روز بد نبينه پسره چون فقط 100ccبه خودش بنزين زده بود يهو بنزين تموم كرد و افتاد رو زمين......!!!!
دیدگاه ها (۱۰)

چقدر خنده داره که یک ساعت خلوت کردن با خدا طولانی و طاقت فرس...

♥ دوﺳﺖ دﺧﺘﺮم ﭘﺮﯾﺸﺐ ﻣﺴﯿﺞ دادﻩ :ﻋﺰﯾﺰم ﻣﻦ دﯾﮕﻪ ﺑﺮمﺑﺨﻮاﺑﻢ، ﺷﺐ ﺑﺨ...

پدر از کنار اتاق پسر می گذشت،دید که تخت خواب کاملا مرتب و هم...

ﺑﻮﯼ ﺑﺪ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﻧﻮﺷﺘﻪ:ﻣﺤﺴﻦ ﭘﯿﺶ ﺁﻫﻨﮓﺭﻭﺯﻫﺎﺳﺖ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﻓﺮﻫﻨ...

بیشتر گل و گیاه بلدم تا چیزای دیگه

Part 15جیهوپ:آره آره کوک راست میگه... من... من میدونم نونا ک...

وای بزارید براتون یه خاطره تعریف کنم😂آقا تو دوران مدرسه (پار...

سناریو قفل آبی پارت ۱

رقص مرگ و عشقp²"ویو ۲ هفته بعد"دو هفته از اون اتفاق میگذره و...

سناریو:مرگ پنهان/پارت⁸**ایزوکو**فرداش خبر اومد باید برم مامو...

ادامه پسرا داشتن میرفتن سالن که ویو انیا تو راپله بودیم که د...

برادر ناتنی

Pat:2اسم: عاشق چشماش شدمیه لحظه احساس کردم خیلی خوشتیپه. وای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط