{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

که احساس کردم چیزی روی شونمه نگاه کردم ات به کیوت ترین حا

که احساس کردم چیزی روی شونمه نگاه کردم ات به کیوت ترین حالت ممکن خوابیده بود وای خوشملهههههه چقدره کیوتعع سعی میکردم خودمو کنترل کنم اما ات بشدت کیوت بود نفس هامو کوتاه تر کردم تا راحت تر بخوابه رسیدیم خونه آت هنوز خواب بود براید بغلش کردم و آروم گذاشتمش رو تخت که بیدار شد
ات:چیزی شده ؟
کوک: نه فقط خواب بودی اوردمت تو اتاق
ات:آها ممنونم
ویو ات :
بلند شدم کارای قبل خوابمو کردم موهامو شونه کردم مسواک زدم و آروم خوابیدم رو تخت پتو رو روی خودم کشیدم .!
و سعی میکردم بخوابم .که با پایین و بالا رفتن تخت متوجه آمدن کوک شدم ولی خیلی خوابم میومد و خوابیدم.نصف شب بود بیدار شدم که دیدم کوک منو بغل کرده و سرشو روی سینم گذاشته و دستش دوره کمرم وایییی ارمیا حق دارن روش کراش بزنن چقدر گوگولیع خرگوش عضله اییی آروم باش ات .منم دستمو روی کمرش گذاشتم و دیگ سعی میکردم بخوابم و سیاهی !
ویو کوک:
از خواب بیدار شدم و با صحنه ای که دیدم برگام ریخت من سرمو روی سینه ات گذاشته بودم و بغلش کرده بودم و اونم کمره منو گرفته بود ذوقققققق
خدایا شکرت
سعی میکردم آروم از توی بغلش دربیام که گفت
ات:........


دیگ شرطی نمیزارم هرموقع تونستم براتون پست میزارم
دیدگاه ها (۷)

اینم دومین پارتی که گفته بودم میزارم.ویو تهیونگ:از حرفش تعجب...

#My_company_model پارت ۳۸ویو بیناصبح با دل درد شدید از خواب ...

تو منو دوست داری؟پارت ادامه ۳۰انیا: اما من فقط یک تخت دارم ...

پارت ۴ویو بلااون حرکت چیزی نبود جز اینکه جونگ کوک دستشو برد ...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

منو ببخش پارت ۳

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

الماس زیبای من  part⁶- من اون هارو که این کارو با پرنسسم کرد...

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

پارت ۱۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط