{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح که از خواب بیدار شد رو سرش فقط سه تار مو مونده بود، ب

صبح که از خواب بیدار شد رو سرش فقط سه تار مو مونده بود، با خودش گفت: " مثل اینکه امروز موهامو ببافم بهتره! "و موهاشو بافت و روز خوبی داشت!

فردای اون روز که بیدار شد دو تار مو رو سرش مونده بود " امروز فرق وسط باز میکنم" این کار رو کرد و روز خیلی خوبی داشت

پس فردای اون روز تنها یک تار مو رو سرش بود "اوکی امروز دم اسبی میبندم" همین کار رو کرد و خیلی بهش میومد

روز بعد که بیدار شد هیچ مویی رو سرش نبود!!! فریاد زد،ایول!!!! امروز درد سر مو درست کردن ندارم!

همه چیز به نگاه تو بر میگرده !
میتونی از زندگی لذت ببری یا ازش ناامید بشی...
دیدگاه ها (۱۰)

♡ یــه روزے میام جلوے نی نی مــون وبهـــش میگـَمفـِرِشــــته...

!!

خسته ام... ازقلب شکسته من که خبر دارد...؟؟؟ هیچکس... وهمه می...

شبتــــــون پرستاره دوستــان♡♥

سناریو

فصل دوم رمان گرفتار تو قسمت دوم

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت9_ از این به بعد اگر چیزی بگم...

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت- 𝆏۱۲●•_شرلوک هلمز_سرم رو یه کم ت...

Scenario bts #سناریو "وقتی‌تو‌ماشین‌خوابت‌میبره" نامجون:مسیر...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

پارت. ۲۸

عمارت پروانهدو روز بعد تنگن و تانجیرو و نزوکو... تازه از مام...

کوک شوهر کینه ای Part80

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط