{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون... بعد از یک ماه پسرک مرد... وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد... دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده... دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد... میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد
دیدگاه ها (۱)

اوایل حالش خوب بود ؛ نمیدونم چرا یهو زد به سرش. حالش اصلا طب...

از بد روزگار دخترکی نابینا عاشق پسری می شود که او هم دخترک ر...

زخم هایم به طعنه میگویند: دوستانت چقدر با نمک اند!

وقتی آدمهای کوچک رو برای خودمون خیلی بزرگ کنیمهم اونها رو به...

پارت ۴۹:هوای سنگینسال ۲۰۰۶یوکوهاما:پسرک مو سفید با اون لباس ...

my beautiful lie پارت²پسرک از درد تو خودش جمع شده بود و بلند...

فیک نامجون پارت ۲۷ میکاپ آرتیست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط