{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت (_𝟭𝟴_)

پارت (_𝟭𝟴_)


تهیونگ هم به کار پاره وقت میره و بعد از تموم شدن کار، با خسته گی تمام به سمت خونه اش راه میوفته،


_به خونه که میرسه بدون معطلی وارد میشه و بدون توجه به والدینش به اتاقش میره و روی تخت خوابش ولو میشه


بعد از گذشت چند ساعت به خواب میره و

-(عربده) من از صب تا شب دارم بیرون سگ دو میزنم تا پول در بیارم، تو حتی نمیتونی توی این خونه مواظب این بچه باشی

پدر ته میره لیوان ابی رو دست میگیره

مادر ته پشت سرش: فقط وظیفه من نیس از اون بچه مواظبت کنم، این تو بودی که باعث وجود اون شدی

ته میره به سمتشون و با گریه میگه

مامان... پابا،، معزرت میخام،دیگه قول میدم هیچوقت سرما نخورم

پدر ته لیوان رو محکم پرت میکنه و صدای شکستنش توی سر ته میپیچه


از کابوسی که میدید، با ترس و عرقی که کل بدنش رو گرفته بود بیدار میشه

متوجه میشه صدای دعوای پدر و مادرش از داخل حال میاد که مادرش بخاطر اینکه پدر ته تو آبجو خوردن زیاد روی کرده شروع شده، اون بطری رو بع سمت مادر ته پرت میکنه که صدای شکستن بلند بطری ها، باعث ایجاد دوباره ی تروما. ها توی سر ته میشه
ته، گوش هاش رو میگیره و احساس تنگی نفس اون.رو ول نمیکنه و وادارش میکنه روی تختش بی جون بیوفته، کم کم اون ها ناپدید میشن و ته با صدای پیامک گوشیش به خودش میاد

خوب بخوابین فرشته ها
شرایط پارت بعدی
25لایک کامنت 🎀
دیدگاه ها (۲)

_پارت (_𝟭𝟳_)تهیونگ پا میشه روی تخت میشینه، : خیلی خوشحال می...

_ پارت شانزده جونگکوک که اون رو درحال خارج شدن سریع از مدرس...

پارت هفتم وقتی وارد میشه مادرش پشت سرش راه میوفته و با داد ب...

پارت دوازدهم کوک متعجب برمیگرده که تهیونگ رو در حال گربه نال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط