𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....

𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟏𝟖


تهیونگ هم به کار پاره وقت میره و بعد از تموم شدن کار، با خسته گی تمام به سمت خونه اش راه میوفته،


_به خونه که میرسه بدون معطلی وارد میشه و بدون توجه به والدینش به اتاقش میره و روی تخت خوابش ولو میشه


بعد از گذشت چند ساعت به خواب میره و

-(عربده) من از صب تا شب دارم بیرون سگ دو میزنم تا پول در بیارم، تو حتی نمیتونی توی این خونه مواظب این بچه باشی

پدر ته میره لیوان ابی رو دست میگیره

مادر ته پشت سرش: فقط وظیفه من نیس از اون بچه مواظبت کنم، این تو بودی که باعث وجود اون شدی

ته میره به سمتشون و با گریه میگه

مامان... پابا،، معزرت میخام،دیگه قول میدم هیچوقت سرما نخورم

پدر ته لیوان رو محکم پرت میکنه و صدای شکستنش توی سر ته میپیچه


از کابوسی که میدید، با ترس و عرقی که کل بدنش رو گرفته بود بیدار میشه

متوجه میشه صدای دعوای پدر و مادرش از داخل حال میاد که مادرش بخاطر اینکه پدر ته تو آبجو خوردن زیاد روی کرده شروع شده، اون بطری رو بع سمت مادر ته پرت میکنه که صدای شکستن بلند بطری ها، باعث ایجاد دوباره ی تروما. ها توی سر ته میشه
ته، گوش هاش رو میگیره و احساس تنگی نفس اون.رو ول نمیکنه و وادارش میکنه روی تختش بی جون بیوفته، کم کم اون ها ناپدید میشن و ته با صدای پیامک گوشیش به خودش میاد

خوب بخوابین فرشته ها
شرایط پارت بعدی
25لایک کامنت 🎀
دیدگاه ها (۳۴)

𝐓𝐡𝐞 𝐒𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐨𝐟 𝐎𝐟𝐟𝐢𝐜𝐞𝐫 𝐉𝐞𝐨𝐧Part²*سولا با خانم پارک خداحافظی می...

داستان خانواده گسکویین اشک هر مردی رو در میارهداستان کامل خا...

بچه ها این اوسیه منه شاید گوگولی بنظر برسه ولی داستان زندگیش...

پارت۴بکجین داره کتاب میخونه بلند میشه تا بره و به باکو یهچیز...

#برادر ناتنی من

پارت چهارته: لعنتی تو بچه داری( عصبی داد )یون: نه نههههه من ...

#pain#P¹⁰⁷#Season²خواست بلند بشه اما پاهاش توان این کار رو ن...

فصل ۱ قسمت سوم ولنتینو و برد تو اتاقش. لوسیفر روزی که پادشا...

*چشمام رو باز کردم و دیدم که توی یه انباری چِر‌ک و کثیفم که ...

یه زن به اسم «فاطمه سادات طباطبایی» اهل بم استان کرمان؛ که س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط