{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

_پارت (_𝟭𝟳_)

_پارت (_𝟭𝟳_)



تهیونگ
پا میشه روی تخت میشینه،
: خیلی خوشحال میشم از یکی از این شبا دیگه صبحی نداشته باشه
میره یه دوشی میگیره (داخل اتاقش هست ) بعد لباساش رو میپوشه ک چشمش به دارو های جونگکوک براش خریده بود افتاد
همراه لباس های بیرونیش که واسه کار پاره وقت بود گذاشت داخل کیفش

راه میوفته و به مدرسه میرسه
توی سالن جونگکوک رو میبینه
بعد از اینکه چشم تو چشم شدن کوک دستشو دراز میکنه، ته هم دست میده، و میگه

ته ؛ اوه، ببخشید، سلام دوست من
کوک تعجب میکنه، دوست من؟!
بعد هم نگاهی به دست ته میکنه و میگه
کوک : وضعیتش چطوره؟!
ته: زخم هام تقریبا خوب شده ممنون
کوک : داروها چی؟ ؟
ته: . . .
کوک: دکتر گفته باید بخوری
ته : دکتر،؟
کوک: عاام، من برم داخل کلاسم شروع میشه


کوک میره و ته تعجب میکنه

....


بعد از تموم شدن مدرسه توی راه خروجی ته کوک رو جلو تر از خودش میبینه که سرش داخل گوشی شه
پا تند میکنه و یه تنه ی کوچیک به کوک میزنع
یکم هم لبخند میزنه
کوک که اولین باره لبخند قشنگ ته رو میبینه محوش میشه که ته میگه

ته: اوه، چیزی رو صورتمه؟
کوک نــه
کوک: کجا با عجله میری؟
ته : سر کار پاره وقت

ته با چشماش اشاره به گوشی کوک میکنه و

ته: با دوست دخترت چت میکنی؟
کوک : نه، پدرمه، داره برای اومدن به مهمونی مزخرف تهدیدم میکنه.
ته: اوه، خوشبگذره، بعد هم میدوه و همونطور که میدوه برمیگرده لبخند قشنگی به کوک میزنه و دستی تکوک میده و از دید کوک خارج میشه

کوک رو هم داریم که داره با چشمای براق از قشنگی اولین لبخند نگاش میکنه

بعد از اون، سوار ماشین و به خونه اش میره

بعد هم کارای شخصی شو انجام میده و شب بعد از خوردن شام به رختخواب میره،  اما خوابش نمیبره


این پارت دیر شد چون نت نداشتم
شرایط پارت بعدی 25 لایک کامنت 🎀
دیدگاه ها (۲۸)

_ پارت شانزده جونگکوک که اون رو درحال خارج شدن سریع از مدرس...

• پارت پانزده ته کمی فکر میکنه بعد ته: اوه، اره، اون، اممم...

پارت یازدهم جیهون میپرسه، چرا تو اون رو با رانندت فرستادی خو...

پارت دوازدهم کوک متعجب برمیگرده که تهیونگ رو در حال گربه نال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط