{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو ثریای منی آمدنت شیرین است

تو ثریای منی آمدنت شیرین است
من نگویم که چرا آمده ای و دیر است

شهریارم که بسی خون جگرها خوردم
چه بگویم که قلم ناطق بی تزویر است
دیدگاه ها (۱)

💫 بیا و اِتفاقی شو❣ ڪہ می اُفتی دَر آغوشَم💫 بیا پَروانہ ای ب...

بگذار که آتش بزنم حاشیه ام راتا پر کنم از عطر وجودت ریه ام ر...

✨ حس میڪنم💕 ڪھ سالهاست ♡♡✨ دلـم ، تـــو 💕 را می شناسد♡♡✨ ولی...

بعضی چیزها را باید هر روز زنده بکنی :عشقایمان و امید 🌹 ✨ 🌹 ...

ص ۶۷پدر بود و احترامش واجب از عاق پدر می ترسیدم  و تلاشم برا...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط