{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

-یِهـ اِحساسیـ بِتـ دارَمـ•[🌵 🎈 ]•

-یِهـ اِحساسیـ بِتـ دارَمـ•[🌵 🎈 ]•
-ڪِہ از اِحساسِـ منـ دورِهـ•[🙌 🏻 🌸 ]•
-میخوامـ بیـ اعتِنا باشَمـ•[💊 🍃 ]•
-ولے قلبَمـ نمیزارِعـ•[💧 ❤ ️]•
دیدگاه ها (۱)

عاح....نمی‌دانم....خیلی‌ چیز ها هست که نمی دانم...انتظار هم ...

@zangane2013

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت دوازدهمویو اتبا درد شدیدی توی ش...

وقتی پسر عموی بدنسازت توی سفرش عاشقت شده بود🩶پارت ۲رفته بودی...

تظاهر ؟ :))) حتی تظاهر هم نمیکنن :)))ماجرا اینه که چند روز د...

خفه شینننننن خواهش میکنم ...درکم کنید ...چرا نمیفهمید ....من...

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۲ولی دقیقا برع...

پارت ۴«تو امروز با اون کاری که کردی، تقریباً خودت رو کشتی.»چ...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁴سه ماه بعد____________...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط