{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در زده شد

در زده شد

_بیا تو

"سلام قربان ببخشید مزاحم شدم خواهرتون آمدن

_اجوما بگو نیست

" ولی قربان

_همین که گفتم

"چ.. چشم..... با اجازه

توهم میخواستی بری که

_کجا؟

+امممم... من میرم به اجوما کمک کنم

_لازم نکرده

+ولی

_همین که گفتم (خیلی جدی)

+پس میرم فیلم ببینم
دیدگاه ها (۵)

رفتم پایین اجوما داشت با یه دختر که فک کنم خواهر همون شلغمه ...

شروع کردم به کشیدن پر روی دماغشیکم بی توجه بود برای همین بیش...

+د...د..یوقتی اینو گفتی از خجالت لپات سرخ شد(بهش نگاه نمی‌کر...

وقتی چشمام رو باز کردم تو یه اتاق بودم همه چیز سیاه وسفید بو...

وقتی عضو هشتم بی تی اسی

My DestinyPart: 4بالاخره چشاشو باز کرد. نگاهی به اطراف انداخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط