{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شروع کردم به کشیدن پر روی دماغش

شروع کردم به کشیدن پر روی دماغش
یکم بی توجه بود برای همین بیشتر تلاش کردم
.
.
.
چشم خورد به قفسه سینش تکون نمی خورد (نفسش رو حبس کرده بود) فهمیدم بیدار شده ولی چشماش رو باز نکرده بود بعد از چند ثانیه :
+گرفتمت😬
ویو ات
داشتم کارتون..... رو نگاه میکردم عاشق این کارتون بودم صدای پچ پچ اجوما با اون دختره تموم نشده بود داشتم کارتون رو نگاه میکردم که نمیدونم چطور شد خوابم برد
.
.
.
.
.
.
.
دماغم میخارید فک کنم پشه بود بی توجه دوباره خوابیدم
چند مین بعد
خارش دماغم تموم نشده بود نفسم رو حبس کردم تا بتونم بگیرمش دستمو انداختم و
+گرفتمت😬
چی این که پر بالشه رو دماغ من بود
که یدفعه
_به‌به! بلاخره بیدار شدی
+.....
آمد کنارم نشست پاهامو جمع کردم تا بتونه بشینه
ببخشید اگر بد بود 😁😖
دیدگاه ها (۸)

کنارم نشسته بود و به تلوزیون چشم دوخته بود واییییییییییی خیل...

ویو کوکی***رفت تو اتاق منم پشتش رفتم وقتی وارد اتاق شدم نبود...

رفتم پایین اجوما داشت با یه دختر که فک کنم خواهر همون شلغمه ...

در زده شد_بیا تو"سلام قربان ببخشید مزاحم شدم خواهرتون آمدن_ا...

[برادر ناتنی]part-۵-پشماماز در بیرون رفت منم دنبالش راه افتا...

ارباب منPart18چاعان:اشکاتو پاک کن وقتی گریه میکنی قلب منو می...

Part 2دیدم یه پسر خیلی کراش و هات وارد شد سوا گفت اون بزرگ ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط