{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم پایین اجوما داشت با یه دختر که فک کنم خواهر همون شلغ

رفتم پایین اجوما داشت با یه دختر که فک کنم خواهر همون شلغمه بود حرف می‌زد
بدون توجه رفتم نشستم رو کاناپه جلو تلوزیون و مشغول فیلم دیدن شدم
از زبان کوکی ***
داشتم کار می‌کردم که یاد ا/ت افتادم یعنی ازم می‌ترسه که 3ساعته از اتاق رفته بیرون از اتاق آمدم بیرون تا ببینم ات داره چی کار میکنه از پله ها آمدم پایین رفتم طرف کاناپه دیدم ات نیست رفتم جلو تر که دیدم لم داده رو کاناپه و خوابید وفتی خوابیده بود خیلی کیوت بود چشم خورد به صفحه تلوزیون..... چی..... داشت کارتون میدید
خواستم اذیتش کنم یه پر برداشتم و..
برید تو خماری😁✨💦
دیدگاه ها (۱۰)

شروع کردم به کشیدن پر روی دماغشیکم بی توجه بود برای همین بیش...

کنارم نشسته بود و به تلوزیون چشم دوخته بود واییییییییییی خیل...

در زده شد_بیا تو"سلام قربان ببخشید مزاحم شدم خواهرتون آمدن_ا...

+د...د..یوقتی اینو گفتی از خجالت لپات سرخ شد(بهش نگاه نمی‌کر...

شب تولدم پارت 26ویو ات: مهمون ها به اتاق رفتن به همه لباس دا...

part 10عشق پنهان اشکام خود به خود میریختن دلم میلرزید رفتم ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط