{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چای مینوشیدم

چای مینوشیدم
یکباره دلتنگش شدم
بغض کردم و اشک در چشمانم حلقه زد
همه با تعجب نگاهم کردند
لبخند تلخی زدم و گفتم:چقدر داغ بود!
دیدگاه ها (۱)

می پسندم مرگ رااگردلیل بند آمدن نفسهایمبوسیدن لبهای "تو" باش...

وقتی سرت روی پای من است،دیدگانت را نبندنگاهت را ندزد..."نفس ...

نیلوفرانهمی پیچی به پای دلماین غمزه هایگاه و بیگاه برای چیست...

ای آنکه مرا برده ای از یاد ، کجایی ؟بیگانه شدی ، دست مریزاد ...

چای مینوشیدم که به یادش افتادم:یکباره دلتنگش شدم ؛بغض کردم و...

نماد مرگ پارت شیشم

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_7منه لعنتی داشتم چه غلطی میک...

🍷🌹…………………………پارت۱۱…………………………🌹🍷#معشوقه_آلفا………………… ویو مین ……...

پارت ۱۵مدتی گذشت...یونگی اون مرد ها رو زد لباس یونگی خونی شد...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 188♡⁠。⁠)⁩قاشق ق...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 210♡⁠。⁠)فقط صدا...

چند پارتی پارت ۴ چند ثانیه فقط بهش خیره موندم.— تو... منو دو...

🔦𝑺𝒆𝒗𝒆𝒏 𝑫𝒂𝒚𝒔 𝒊𝒏 𝑯𝒂𝒘𝒌𝒊𝒏𝒔 : هفت روز در هاوکینز 🍪𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹⁶ : پارت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط