بیب من برمیگردم
بیب من برمیگردم
پارت :103
میخواستم دوباره پتو رو بکشم رو خودم که تهیونگ گفت
_ یه لحظه وایسا کارت دارم
+ اما من کاری باهات ندارم الانم خستم برو بیرون
_ جنی منو ببخش من واقعا کارم اشتباه بود نباید باهات اونجوری رفتار میکردم
+ خب چیکار کنم برو بیرون
_ جنی لطفا منو ببخش من اون موقع تو خودم نبودم
پوزخندی زدم و گفتم
+ نکنه میخوای بگی مست بودی که دست خودت نبود؟
_ مست نبودم اما من اون موقع هم به فکر لیا بودم هم تو و جونگکوک هم شرکت کلی دغدغه فکری داشتم
+ این حرفات نمیتونه منو راضی کنه که باهات اشتی کنم
_ فقط بهم یه فرصت بده که از دلت دربیارم
+ میری بیرون یا جیغ و داد کنم؟
تهیونگ کلافه هوفی کشید و رفت بیرون منم از اونجایی که خیلی خوابم میومد گرفتم خوابیدم
( جونگکوک)
تهیونگ از اتاق اومد بیرون سرش پایین بود جین رفت سمتش و دستشو گذاشت رو شونش و گفت
_ تهیونگ یکم بهش وقت بده خب اون موقع کلی اتفاق براش افتاد باید یکم تنها باشه که بتونه فکر کنه
منم رفتم پیش تهیونگ و گفتم
_ جین هیونگ راست میگه یکم باید بهش وقت بدیم که بتونه درست حسابی فکر کنه
تهیونگ بدون هیچ حرفی رفت
پارت :103
میخواستم دوباره پتو رو بکشم رو خودم که تهیونگ گفت
_ یه لحظه وایسا کارت دارم
+ اما من کاری باهات ندارم الانم خستم برو بیرون
_ جنی منو ببخش من واقعا کارم اشتباه بود نباید باهات اونجوری رفتار میکردم
+ خب چیکار کنم برو بیرون
_ جنی لطفا منو ببخش من اون موقع تو خودم نبودم
پوزخندی زدم و گفتم
+ نکنه میخوای بگی مست بودی که دست خودت نبود؟
_ مست نبودم اما من اون موقع هم به فکر لیا بودم هم تو و جونگکوک هم شرکت کلی دغدغه فکری داشتم
+ این حرفات نمیتونه منو راضی کنه که باهات اشتی کنم
_ فقط بهم یه فرصت بده که از دلت دربیارم
+ میری بیرون یا جیغ و داد کنم؟
تهیونگ کلافه هوفی کشید و رفت بیرون منم از اونجایی که خیلی خوابم میومد گرفتم خوابیدم
( جونگکوک)
تهیونگ از اتاق اومد بیرون سرش پایین بود جین رفت سمتش و دستشو گذاشت رو شونش و گفت
_ تهیونگ یکم بهش وقت بده خب اون موقع کلی اتفاق براش افتاد باید یکم تنها باشه که بتونه فکر کنه
منم رفتم پیش تهیونگ و گفتم
_ جین هیونگ راست میگه یکم باید بهش وقت بدیم که بتونه درست حسابی فکر کنه
تهیونگ بدون هیچ حرفی رفت
- ۱۱۵
- ۱۱ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط