{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای فدای تو و آن ناز نگاهت گل من

ای فدای تو و آن ناز نگاهت گل من
جان به قربان تو و چشم سیاهت گل من

باورت هست از آن لحظه که تو دور شدی
همه شب منتظرم بر سر راهت گل من

باورت هست دمادم به تو من می گفتم
شده بر دوش من آن بار گناهت گل من

این همه سردی تو باز عذابم داده‌است
مگر آغوش کسی گشته پناهت گل من

یادت آمد به تو گفتم که چه زیبا شده ای
با گلی را که زدی تو به کلاهت گل من

بارها گفته ام ای دوست چنین آه مکش
چون که آتش بکشد خرمن آهت گل من..
دیدگاه ها (۳)

تقدیر چرا خواست بیایی سر راهم؟یعنی چه که افتاد به چشم تو نگا...

دلم تنگ است از این دنیا... چرایش را نمیدانم! من این شعر غ...

من آمده ام بدرقه ات "کاش بمانی"این زمزمه ام بود ولی زیر زبان...

هیـــچ میـــدانی ؟؟که تــــــــــــو . . .تنـــــــــــها عش...

🔦𝑺𝒆𝒗𝒆𝒏 𝑫𝒂𝒚𝒔 𝒊𝒏 𝑯𝒂𝒘𝒌𝒊𝒏𝒔 : هفت روز در هاوکینز 🍪𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹⁶ : پارت ...

_____پارت¹⁸ نفرین کوچولو_____به‌خاطر آدرنالین، تمام بدنم به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط