{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روز فکر میکردم به هم رسیدنمون آخر همه تنهایی ها و سختی

یه روز فکر میکردم به هم رسیدنمون آخر همه تنهایی ها و سختی هامه...
اما پایان رویاهای قشنگم بود... آغاز همه تنهایی هام...
چقدر کودکانه فکر میکردم..
کجایید روزای قشنگم؟؟؟
روزایی که به امید رویاهام زندگی میکردم..
دیدگاه ها (۲)

گاهی دلم میخواهد وحشیانه غرورت را پاره کنم!!! قلبت را در مشت...

موهایت را خیس که می کنی حضورت قلبم را دستپاچه می کند آنقدر.....

حرفهای زیادی بلد نیستم... من تنها چشمان تو را دیدم و گوشه ای...

اگه تونستی برف و سیاه کنی/ پر کلاغ و سفید کنی/ یه نفس عمیق ز...

پارت آخر..دکتر: متاسفم ولی ایشونو از دست دادین..ات: نه نه ای...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹ (پایان فصل اول)𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁹شش ماه...

لبِ پنجره نشسته بودم و به خیابون خیره شده بودم؛ آدم‌ها میرفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط