{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مجری: فامیل دور بالاخره از عروسی برگشتین؟

مجری: فامیل دور بالاخره از عروسی برگشتین؟
فامیل: آقای مجری خراب شد!
مجری: ای بابا رفتین اونجا چی رو خراب کردین!؟
فامیل: چیزی خراب نشد،میگم خر آب شد رفت تو زمین! هرچی میگردیم پیداش نمیکنیم!
مجری: جیگر گم شده!؟ خب زنگ بزنین به پلیس 110!
فامیل: زنگ زدیم،برگشت پرسید آخرین بار خرتون رو کجا دیدین؟ من گفتم وسط مجلس! اونم گفت شمارتو میدم پیگیری کنن بیان پدرتو دربیارن!
مجری: ای وای بدبخت شدیم!
فامیل: نترس آقای مجری خودم دوباره زنگ زدم بهشون درستش کردم
مجری: گفتی منظورم مجلس عروسی بود؟
فامیل: نه بابا گفتم خر ما داشت وسط مجلس سخنرانی میکرد که یه وقت اگه پیداش کردن بخاطر رقصیدن بهش گیر ندن^_^
دیدگاه ها (۳)

خسرو شکیبایی خطاب به شهاب حسینی:قدیما بهش میگفتن یقه آخوندیا...

مجري: فاميل دور بالاخره از عروسي برگشتين؟فاميل: آقاي مجري خر...

نامه شماره هشت «شهروز طاهره»«بزرگ شدیا!» این حرف را بعد از ۱...

#چگونه-باپدرت-آشنا-شدم؟-۸-نامه شماره هشت «شهروز طاهره»«بزرگ ...

*پارت هشتم*

شهروز طاهره«بزرگ شدیا!» این حرف را بعد از ۱۵‌سال شهروز با یک...

رمان دورترین نزدیک کاور شخصیت ترانه

قصه های شبانه :چگونه با پدرت آشنا شدم _مونا زارع نامه شماره ...

#پارت10 #دلبربلامامان و بابا سرخوش نشسته بودن شام میخوردن ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط