{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ماه خاموش🌑

ماه خاموش🌑
پارت۳


مطمئن بودم از عصبانبت صورتم سرخ شده.نگاهی به سرتاپام انداختم و بلند بلند گفتم
_مگه کوری؟ببین با لباسم چیکار کردی...عوضی...
پسر و دختری از ماشین پیاده شدن.دختره با صدای جیغ جیغیش تک خنده ای کرد و با مسخرگی گفت
_هیکلشو نگا...خیس خالی شد...
اخ دلم میخواست اون موهای رنگ شده زشتشو بکشم و یه مشتم تو دماغ عملیش بزنم.با عصبانیت گفتم
_اوی خانوم.کوری مگه؟من به این گندگیو نمیبینی اینجا؟
اومد جواب بده که پسره گفت
_خانوم من واقعا عذر میخوام...نمیدونم چی بگم شرمنده
دختره ایشی گفت و چشم چرخوند.نگاهی اجمالی به پسره انداختم.پلیور خاکستری جذبش بدجوری هیکل ورزشکاریشو به رخ میکشید.انقدر مودبانه حرف زد که نشد چیزی بگم.فقط اروم گفتم
_خواهش میکنم...لباسم داغون شد...
_میرین دانشگاه؟
سرمو بالا گرفتم و گفتم
_آره
_خب بفرمایید میرسونمتون...
دختره گفت
_عه شاهین...
پسره یواش گفت
_لیلا لطفا هیچی نگو...با اون رانندگیت.
سری تکون دادم و گفتم
_باشه ممنون.

***

رسیدیم دانشگاه و از قضای الهی با دختره یک کلاس داشتم.خدایا شکرت واقعا.با چشم غره ی دختره که حالا فهمیدم اسمش لیلاست رفتیم سر کلاس.
سعی کرد دورترین نقطه از من بشینه.چه بهتر!
استاد اومد و شروع کرد به درس دادن.اما من خیلی حواسم جمع نبود.حواسم توی اتفاق صبح بود و صدای پسره.چقد صداش قشنگ بود.احتمالا لیلا دوست دخترش بود.واقعا حیف!
توی همین فکرا بودم که دختر بغل دستیم زد روشونم و اروم گفت
_استاد با شماست.
با دستپاچگی گفتم
_بله استاد؟
_جوابشو میدونید؟
_جواب چی استاد؟
یه دفعه لیلا دست بلند کرد و گفت
_استاد من میتونم بگم؟
_بفرمایید
بعد جواب کاملو داد و استاد تشویقش کرد و به من گفت
_خانوم مهراد لطفا یا حواستونو پی درس بدین یا لطف کنین بفرمایین بیرون.
_چشم استاد
چیزی نگفت و ادامه داد.لیلا ریشخندی به من زد و نگاهشو به استاد داد.اخ که دلم میخواست خودکار توی دستشو بردارم و رو صورتش خر بالدار بکشم.وقتی این فکر توی سرم بود زل زده بودم به خودکار توی دستش.
یه دفه دستش حرکت کرد و لیلا جیغ کشید.با دستش روی صورتش خط های نامفهومی میکشید و جیغ های کوتاهی میزد.انگار حرکت دستش ارادی نبود.دوستش دستشو محکم گرفت ولی انگار نمیتونست متوقفش کنه.
یکی میگفت:دیوونه شده؟
_چرا همچین میکنه؟
_وا این چشه؟
تا من نگاهمو به استاد دادم دستش ایستاد و شروع کرد به گریه کردن و دویید بیرون.
واسه منم سوال پیش اومد که یه دفعه چش شد؟!!!
دیدگاه ها (۱۳)

ماه خاموشپارت ۴استاد به خاطر بی نظمی ای که پیش اومده بود یه ...

ماه خاموشپارت۵توی تاکسی مدام به این فکرمیکردم که چرا یه دفه ...

ماه خاموش🌑 پارت۲ناهارو که خوردم بعدش سریع رفتم بخوابم.نمیدون...

تو تابستون اگه میخواین حوصلتون سر نره بیاین تو این پیج فیلما...

#مافیای_منپارت چهارا/ت: جیمین اگه راست میگی که منو نمیشناسی ...

وقتی هم معلمت هست و هم دوست پسرت امتحانت رو خراب میکنی باهات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط