دخترک و پروانه
دخترک و پروانه
یک دخترک تنها، دنبال پروانه
با سر خوشی آمد، بیرون از آن خانه
پروانه ای کوچک، با بال رنگارنگ
زرد و سفید و سرخ، روی گلی خوش رنگ
پروانه ی زیبا، با او چه ها می کرد
بر روی برگ گل، خود را رها می کرد
دختر کمی آرام، روی چمن خوابید
از دور رقص آن، پروانه را می دید
می دید پروانه، بر روی گل با ناز
می کرد بالش را، آرام و راخت باز
پروانه و دختر، دنبال هم کردند
چشمک زنان آنها، آهسته می خندند
پروانه بازیگوش، دختر تماشایی
پروانه و دختر، یک قاب رویایی
هر جا که او می رفت، دختر به دنبالش
پروانه با شادی، می کرد خوشحالش
شب مادر دختر، او را به نامش خواند
پروانه ی زیبا، بر روی گل جا ماند
دختر دوید و رفت، پروانه تنها شد
غمهای دنیا هم، کنج دلش جا شد
فردا که آن دختر، دنبال پروانه
با سر خوشی آمد، بیرون از آن خانه
پروانه ی زیبا، دیگر نبود آنجا
روی چمن ها ماند، دختر تک و تنها...
یک دخترک تنها، دنبال پروانه
با سر خوشی آمد، بیرون از آن خانه
پروانه ای کوچک، با بال رنگارنگ
زرد و سفید و سرخ، روی گلی خوش رنگ
پروانه ی زیبا، با او چه ها می کرد
بر روی برگ گل، خود را رها می کرد
دختر کمی آرام، روی چمن خوابید
از دور رقص آن، پروانه را می دید
می دید پروانه، بر روی گل با ناز
می کرد بالش را، آرام و راخت باز
پروانه و دختر، دنبال هم کردند
چشمک زنان آنها، آهسته می خندند
پروانه بازیگوش، دختر تماشایی
پروانه و دختر، یک قاب رویایی
هر جا که او می رفت، دختر به دنبالش
پروانه با شادی، می کرد خوشحالش
شب مادر دختر، او را به نامش خواند
پروانه ی زیبا، بر روی گل جا ماند
دختر دوید و رفت، پروانه تنها شد
غمهای دنیا هم، کنج دلش جا شد
فردا که آن دختر، دنبال پروانه
با سر خوشی آمد، بیرون از آن خانه
پروانه ی زیبا، دیگر نبود آنجا
روی چمن ها ماند، دختر تک و تنها...
- ۳.۹k
- ۳۰ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط