{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در این اثنا، ناگهان صدای فریادی همه را متوجه خود کرد. دید

در این اثنا، ناگهان صدای فریادی همه را متوجه خود کرد. دیدند جوانی ، با حالت آشفته و پریشان ، کنار ضریح مطهر فرزند رشید مظلوم تاریخ امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام فریاد می زند و با لهجه محلی می گوید: ( ای برادر زینب! به فریادم برس. ) نادر شاه گفت: ( ببینید مطلب از چه قرار است و آن جوان چه می خواهد؟ )
جوان گفت: ( من از قبیله مسعود هستم و محل سکونت ما، در همین دو سه فرسخی شهر کربلا می باشد. در میان ما رسم است که یک روز قبل از عروسی ، داماد همراه عروس به حرم ابوالفضل العباس علیه السلام می آیند و سوگند می خورند که به یکدیگر خیانت نکنند و حضرت را حکم قرار می دهند که هر کس به دیگری خیانت کرد حضرتش او را مجازات کند. امشب هم ، شب عروسی و زفاف من است. لذا با همسرم از منزل بیرون آمدیم تا به حرم حضرت بیاییم ؛ ولی در بین راه هفت نفر سوار کار مسلح به ما حمله کردند و زنم را از من گرفتند و بردند. اکنون آمده ام از حضرت قمر بنی هاشم علیه السلام کمک بگیرم. )
دیدگاه ها (۱)

(6 نادر شاه بسیار متاءثر ثشد و گفت: ( من تا شب همسرت را ...

(7) ناگهان صدای هلهله و فریاد زنی توجه همه را جلب کرد که ...

(4) در این میان ، از علمدار کربلا، حضرت ابوالفضل الع...

(3) در اینجا بود که ناگهان شخصی ناشناس ، ولی بسیار ...

🌷السلام علیک یا امام الرئوف🌷🇮🇷السلام علیک و رحمه الله و برکا...

آنها را از برف نجات داد

حجت‌الاسلام والمسلمین هدایت: همراهی با پیامبر(ص) نیازمند صبر و استقامت است

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :پس اگر حضرات ابراهیم و...

منتخبی از کتاب حق و تربیت یافتگان راه دوست ....

حجت‌الاسلام والمسلمین فرحزاد:محبت پیامبر اکرم(ص) باید در رفتار اجتماعی و خانوادگی مردم ظهور پیدا کند

خیلی قشنگه با حوصله بخونید داستان حضرت حبیب بن مظاهر چیست؟ و...

آیت‌الله سعیدی: ورود حضرت معصومه(س) به قم؛ نقطه آغاز یک حرکت تمدنی برای گسترش معارف اهل‌بیت(ع) است

با خارها راهش را میبندم: شباهت فرقه سبائیه و بهائیت

با خارها راهش را میبندم: شباهت اسود عنسی کذاب و بهائیت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط