{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌ㅤ ‌ ‌ㅤ ‌ 𝙇𝙞𝙛𝙚 𝙊𝙣 𝙈𝙮 𝙊𝙬𝙣 𝙏𝙚𝙧𝙢𝙨!

‌ㅤ ‌ ‌ㅤ ‌ 𝙇𝙞𝙛𝙚 𝙊𝙣 𝙈𝙮 𝙊𝙬𝙣 𝙏𝙚𝙧𝙢𝙨!
psrt2
_جیمین اومد ما رفتیم نزدیک که یهو لونا رفت تو بغل جیمین

+خب دیگه بسه خفم کردی

؛باشه بابا خوبی بهت نیومده

هرزه دانشگاه یعنی آنیا علامتش٫

٫عه لونا چه پسری تور کردی ها چه خوشگله

؛من مثل تو نیستم داداشمه

٫حالا نخورمون

؛کی دلش میگیره تورو بخوره همه تستت کردن

_عه لونا بسه

+لونا معرفی نمیکنی

؛اوم داداش این ات هست دوست صمیمیم و آت اینم جیمین هست

+خوشبختم

_همچنین درباره شما لونا زیاد حرف میزنه

؛اتتت

_باشه باشه

؛بریم دیگه

_بریم سوار ون شدیم

+توی راه کلا نگاهم رو آت بود دختر کیوت و خجالتی بود

_کل راه نگاه های خیره جیمین رو رو خدم حس میکردم

_گوشی جیمین زنگ خورد خیلی مخفیانه حرف میزد رسیدم

+شما برید داخل من شب میام

؛داداش کجا

+محرمانس

؛اوکی

؛بریم داخل رفتیم داخل رفتم رو مبل با آت پفیلا درست کردیم اومدیم داشتیم می‌خوردیم

؛ات

_ها

؛بریم بار

_نه حوصله ندارم

؛زیاد مست نمی کنیم قول میدم

_باشه ولی من لباس ندارم

+من بهت میدم

_باسه بریم

؛رفتیم داخل یه لباس قرمز و کفش قرمز به ات دادم خیلی خ.ب شده بود

_لباسمو پوشیدم دستامون رو لاک زدیم کار های لازم رو انجام دادیم سوار ماشین بنز لونا شدیم و رفتیم سمت بار
(
دیدگاه ها (۰)

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت چهارمویو ات صبح از خواب با سردر...

#اونـ_مالـ_منهـ𝑷𝒂𝒆𝒓𝟐𝟕ته:کوک بیا بشین میخوام یه چیزی بگم کوک:...

شب تولدم فصل 3پارت 9سوار متورامون شدیم و رفیقای ات ترک متورا...

پارت پنجم

Part:2۷ات سرش رو چرخوند سمت صدا که دید برادرش بود(انتظار داش...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

My little princess Part 23ویو ات با حرص روی تخت نشستم همین ک...

شب تولدم فصل3پارت18جیمین: چیشده پرنسس چرا گریه میکنیات: جیمی...

.....//برده ی زیبا//.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط