{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part:2۷

Part:2۷

ات سرش رو چرخوند سمت صدا که دید برادرش بود(انتظار داشتید ماشین باشه 🙃😂)
نامجون:چند بار صدات کردم چرا جواب نمی‌دادی .... خوبی چیزیت نشد که
ات:خوبم میبینی که سالمم(کمی عصبانی)
جیمین :ممنون
که ات برگشت سمت جیمین
جیمین:ممنون که رُزی رو نجات دادی(جدی)
ات:رُزی دوستمه اماهر کی هم بود همین کار رو براش میکردم(جدی)
که رُزی بدوبدو اومد سمت ات و ات رو بغل کرد
رُزی:ممنونم هق خیلی ازت ممنونم هق اگر تو نبودی نمیدونم چیمیشد
ات: دیگه گریه نکن باشه دیگه تموم شد (رو به همه)و حالا همچی رو فراموش کنیم،بهتر بریم هوا خیلی سرده
جیمین:(دستشو گذاشت رو شونه ی رُزی اشک های رُزی رو پاک کرد)بریم(لبخند)
رُزی:بریم(لبخند)
جیمین و رُزی: خداحافظ
و ات به رُزی و جیمین که درحال رفتن بودن نگاه انداخت و نیشخند زد
ذهن ات:از این زمان متنفرم! از این زوج متنفرم! متنفرم از اینکه عاشقتم!بسه!
که اشکی از گوشه ی چشم ات می‌ریزه و ات متوجه میشه و سریع اشکشو پاک می‌کنه بغض گلوشو چنگ میزد اما بغضشو قورت داد و گلو شو‌ صاف کرد
ات:من دارم میرم هر کی میخواد با من بیاد
نامجون:من رانندگی میکنم(جدی)
ات:من هیچ وقت نمیزارم کسی به ماشینم دست بزنه (جدی)
میرن:(لبخند از سر ترس) خب خب بیاین بریم تا همو ناکار نکردین
تهیونگ و جونگ کوک:ما با تو میایم(رو به ات)
ات:اوکی سوار شید
جین :نامجونا تو با ما بیا
نامجون:باشه (کلافه)
ویو داخل ماشین:
ماشین اسلاید دوم داخل ماشین اسلاید سوم
کوک:وای خدایا ات ماشینت حتی از ماشین منم باحال تره
تهیونگ:مبارک
شوگا: واقعاً ماشینت خفن
ات:ممنون
چند مین بعد
کوک: چرا آنقدر آروم میرونی یکم تندتر برون

ادامه دارد
لایک
کامنت
دوستان حمایت هارو بیشتر کنید وگرنه مجبور میشم هفته ای دو پارت بزارم
دوستون دارم😘
دیدگاه ها (۳)

Part:26ات:مگه نگفت دستشو ول کن کَری پسر:(پوزخند) ج.و.ن یه بی...

part:25بعد از چند مین استراحت کردنکوک: بچه ها نظرتون چی امشب...

dark love

مخلوطی از عشقو مرگ پارت 2ویو جونگ کوک: راه افتادیم به سمت پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط